67تشابه بين دو طرف ارتباط در فرهنگ، ارزشها، خلقوخو، شخصيت و سبك زندگى است. 1
بررسى «نيو كمب» درباره آشنايى و داشتن سوابق آشنايى، بيانگر اين نكته است:
فقط نگرشهاى يكسان نيست كه موجب جاذبه ما بر كسى يا كسانى مىشود. بلكه زمينههاى مشترك، تجربههاى يكسان، ارزشهاى مشترك و مانند آن نيز بر اين عامل اثر دارند و موجب مىشوند كه فردى به فرد ديگر گرايش يابد يا با جاذبه بيشترى به سوى او كشيده شود. 2
هرچه تشابه افراد در گروه بيشتر باشد، زمينه يكپارچگى افزايش مىيابد. هرچند در كاروانهاى حج، تفاوت سليقه و نگرش وجود دارد، ولى مسائل مشترك بسيار است؛ مانند مكان استراحت (زندگى)، برنامه روزانه، اعمال و مناسك دينى و حتى پوشش در هنگام انجام دادن مناسك. چنين زمينه و تجربه يكسانى، زمينه ارتباطى را بيشتر مىكند كه يكى از نتايج آن، افزايش انسجام گروهى است. با افزايش انسجام گروهى، همراهى اعضا نيز با برنامه و هنجارهاى گروه بيشتر مىشود.
پنجم - الزامات عاطفى گروه
يكى از اثرات ارتباطات ميانگروهى، شكلگيرى الزامات يا تعهدات عاطفى بين اعضاى گروه است. افرادى كه كنار هم قرار مىگيرند و براى حل و فصل مسئلهاى با يكديگر همانديشى مىكنند، تعامل چشمگيرى دارند. اين نوع از الزامات و درگيرىهاى گروهى، جاذبههاى گروهى را افزايش مىدهد و اعضاى گروه را به هم وابستهتر و از يكديگر پذيراتر مىسازد. پيوستگى گروهى به درجهاى از انسجام يا تمايل فعاليت در چارچوب الزامات گروه، بستگى دارد. 3