68محيط اجتماعى، رفتار فرد را متأثر، محدود، كنترل و تعديل مىكند يا تغيير مىدهد. روانشناسان اجتماعى نيز به تأثيرپذيرى فرد از جمع توجه دارند. بر اين اساس، هرچه ارتباط با ديگران بيشتر باشد، افراد از رفتارى كه ارتباط اجتماعى و استحكام آن را خدشهدار سازد، بيشتر دورى مىكنند. اين تأثير در پرتو دلبستگى عاطفى افراد به يكديگر و تقويت آن دلبستگى به منزله يكى از منابع اجتماعى شكل مىگيرد. 1به اين ترتيب، افزايش پيوستگى گروهى، به افزايش اثرات گروه منجر مىشود.
اعضاى كاروانهاى حج براى انجام دادن مناسك و زندگى دستهجمعى در كشور غريب، پيوستگى گروهى خود را افزايش مىدهند و كارهاى مشتركى مثل تغذيه و نظافت محل اقامت انجام مىدهند. كمك به ساير زائران براى انجام دادن كارها و مناسك نيز در پيوستگى گروهى مؤثر است. در سفر حج، ارتباطات نزديك مىشود؛ بهويژه آنكه مدت زمان زيادى را كنار يكديگرند.
ج) افزايش توان ارتباطى مبلّغ در حج
چنانكه مقدار، نوع، تركيببندى و چينش معانى در نزد افراد، متفاوت باشد، «توانايى ارتباطى» آنها يكسان نخواهد بود. توانايى ارتباطى، قدرت فرستنده را در ايجاد، طراحى و ارسال پيام نشان مىدهد؛ بهطورى كه معنايى مشابه آنچه نزد فرستنده است در مخاطب ايجاد مىشود. البته اين سخن به اين معنا نيست كه هر قدر وسعت معنايى فرستنده بيشتر باشد، قدرت ارتباطى او نيز بيشتر است؛ به عبارت ديگر، بين وسعت معنايى و توان ارتباطى، تناسب و همبستگى وجود ندارد؛ چنانكه ممكن است معلمى كه دانش كمترى دارد، مهارت و توان تدريس بيشترى داشته باشد. شايد اين موضوع به اين دليل باشد:
وقتى يك معنا در منبع معنا [فرستنده] متجلى مىشود، تجلى آن تا لحظهاى كه