65نشد، تداوم ارتباط را ترجيح مىدهد و از نظر خود كوتاه مىآيد. 1 هرچه انسجام گروهى بيشتر باشد، همراه شدن افراد مخالف با گروه بيشتر مىشود؛ چون انسجام سبب مىشود ارتباط براى او مهم باشد و از نظرش براى حفظ ارتباط بگذرد.
«نيو كمب» يكى از نامداران روانشناسى اجتماعى رفتار گروهها را براساس نظريه تعادل بررسى كرده است. او معتقد است كه در گروهها نياز به تعادل يا تقارن سبب مىشود تا هريك از اعضا، اختلاف بين نگرش ناسازگار خود را با نگرش اعضاى گروه كاهش دهد. از اينرو اعضاى گروه براى تغيير رفتار مورد اختلاف و دگرگونى نگرش فرد مورد نظر، تلاش مىكنند با ايجاد ارتباط نزديكتر، وى را با خود همسو كنند. 2
براساس بيشتر ديدگاههاى روانشناسى اجتماعى، انسان به دنبال دريافت تأييد اجتماعى ديگران است و براى آن ارزش قائل مىباشد. از همين رو به فعاليتهايى مىپردازد كه مطلوب افرادى است كه با آنان تعامل مىكند. 3
«لئون فستينجر»، چهره نامدار ديگر عرصه روانشناسى اجتماعى، مسئله فشار اجتماعى را از طريق نظريه «مقايسه اجتماعى» بررسى كرده است. او معتقد است كه همه افراد نياز به ارزيابى عقايد و افكار خويش دارند و هنگامى كه اين ارزيابى از طريق ابزارهاى كمى و عينى غيراجتماعى مقدور نباشد، آنها عقايد و افكار خود را با عقايد و افكار ديگران مقايسه مىكنند. در واقع همه ما، خود را با ديگران مقايسه مىكنيم و در صورت نياز تفاوتهاى خود را با آنان برطرف مىكنيم؛ به عبارت ديگر، در صورت نبود معيارهاى روشن و عينى درباره عقايد و رفتارهاى ما، به عقايد و افكار ديگران تكيه مىنماييم و اعتبار روش و نگرش خود را از آنان مىگيريم و با آن تنظيم مىكنيم. 4