140از اينرو لازم است تا طوافكنندگان حجگزار به مقام شامخ خليفه عصر، حضرت بقيهالله(عج) معرفت يابند تا همانند فرشتگان، طواف مقبول داشته باشند.
بنابراين گرچه نگاه به كعبه، پسنديده و همراه با ثواب است، اما همانگونه كه كلمه توحيد به شرط ولايت، پناهگاه امن است، نگاه عارفانه و هماهنگ با ولايت به كعبه، مايه بخشايش گناه و مايه رهايى از اندوه دنيا و آخرت است؛ چنانكه امام صادق(ع) فرمود:
مَن نَظَر الَى الْكَعبةِ بِمَعرفَةٍ فَعرَف مِن حَقِّنا وَ حُرمتِنا مِثلَ الَّذي عَرَفَ مِن حَقِّها وَ حُرمتِها غَفَراللهُ لَهُ ذُنوبَه وَ كَفاهُ هَمَّ الدُّنيا وَ الآخرةِ. 1
هركس با معرفت به كعبه نگاه كند درحالىكه حق و حرمت كعبه را مىشناسد، خداوند گناهان او را مىبخشد و غم و غصه دنيا و آخرت او را كفايت مىكند.گواه مطلب، قبول نشدن عبادت منكران ولايت است. از اين رهگذر، معناى حديثى كه درباره محبوبيت سرزمين مكه و همه آنچه در فضاى آن است، اعم از خاك، سنگ، درخت، كوه و آب روشن خواهد شد؛ چراكه آن سرزمين، آشناى حق ولايت و فرمانبر آن است.
پس روح مراسم حج، پذيرش ولايت و شناخت امام است. از اينرو خداوند در بيان برترى اميرمؤمنان على بنابىطالب(ع) بر عدهاى كه خود را برتر از آن حضرت مىپنداشتند، چنين مىفرمايد:
(أَ جَعَلْتُمْ سِقٰايَةَ الْحٰاجِّ وَ عِمٰارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ جٰاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ) (توبه: 19)
آيا آب دادن به حاجيان و آباد ساختن مسجدالحرام را همانند [عمل] كسى قرار داديد كه به خدا و روز بازپسين ايمان آورده و در راه او جهاد كرده است؟!
بىشك، حرمت كعبه كه قصد سوء به آن، عذاب دردناك الهى را در پى دارد، به احترام ولايتى مىباشد كه باطن مقام نبوت، رسالت و امامت است. ازاينرو كسى كه امام