48فضاى بسته اتاق سيگار روشن مىكند و به تذكر ديگر هماتاقىها هم توجهى نمىكند. هرگاه از بيرون وارد مىشود، انتظار دارد چاى آماده باشد. اگر در فلاكس، چاى نباشد، با لحنى طلبكارانه ديگران را مخاطب قرار مىدهد كه چرا چاى آماده نكردهاند. هروقت چاى و ميوه مىخورد، بشقابها را همانجا مىگذارد و مىخوابد. بدون توجه به نظر و حال ديگران كولر را خاموش يا روشن مىكند. خلاصه اخلاق ناپسند او همه را كلافه كرده است.
گفتم: خدا را شكر كه من هماتاقىهاى خوبى دارم. همانطور كه گفتم، هماتاقى ما خيلى آقاست. يك شب ديدم در راهرو زير چراغ نشسته و مطالعه مىكند. گفتم: چرا اينجا؟ گفت: ديگران خواباند. حقشان است كه استراحت كنند. اگر در اتاق چراغ روشن كنم، مزاحم حق آنها هستم. 1