267خوانند محترم، از اين مقاله درخواهد يافت كه مورخين چه اندازه دربارۀ كاظمين و تاريخ آن كمكارى كردهاند و شايد همين كوتاهىها سبب شده تا بعضى ضعف پژوهشى، براى خواننده برجسته شود و اين خود گواه كاستىهاى بزرگ در منابع تحقيق و مطالب ناپرورده و خام و اندك آنهاست.
براى پرهيز از طولانى شدن بحث، ناچار پس از گزارش اشغال و هجوم عثمانى به عراق در سال 1335 قمرى 1از پيشامدها و تحولات پس از آن تاريخ، سخن به ميان نياوريم. اگرچه دربارۀ اين مقطع تاريخى، در كتاب مفصل خود بحث كردهام.
نخستين مطالبى كه ما دربارۀ منطقهاى كه هماكنون فروتر از كاظمين و در سمت شرقى آن واقع است مىدانيم، آن است كه به روايت بعضى مورخان، اين منطقه در دورههاى نخستين بابلى، حدّ فاصل قلمرو دولت «آشورى» از شمال، و دولت «كشى» از جنوب بوده است؛ يعنى در حدود ده قرن پيش از ميلاد مسيح (ع) . نزاع و جنگهاى متعددى ميان آن دو دولت، در اين سرزمين و مناطق همسايۀ آن واقع شده كه در تاريخ آمده است. 2
ظاهرا اين سرزمين به دليل موقعيت خاصش يا به هر دليل ديگر، بسيار مورد توجه دولت كشى بوده؛ چندان كه «كوريكالزو اول» پادشاه كشىها، با ساختن شهر بزرگ «عقرقوف» - كه در آن روز به «مملكت كوريكالزو» معروف بود - در اين منطقه، نهايت علاقه و دلبستگى خود را به اين بخش از قلمرو فرمانروايىاش نشان داد. آثار اين شهر، در شش مايلى غرب كاظمين تا به امروز همچنان