88
فَإِنْ تَنٰازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّٰهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذٰلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلاً
اگر در چيزى اختلاف كرديد، آن را به خدا و پيامبر(ص) ارجاع دهيد؛ اگر ايمان به پروردگار و روز بازپسين داريد. اين براى شما بهتر و پايان و عاقبتش نيكوتر است.
بنابراين، بخش پايانى آيه از اولواالامر سخن نمىگويد و مرجع حل اختلاف را تنها خدا (كتاب الله، قرآن) و پيامبر (سنت) مىخواند.
پاسخ: اوّلاً اين پرسش نه تنها درباره تفسير دانشمندان شيعه، بلكه درباره ديگر تفسيرها نيز با كمى دقت مطرح مىشود. ثانياً بىگمان، مقصود از اختلاف و تنازع در آن جمله، اختلاف و تنازع در احكام است نه در مسائل مربوط به جزئيات حكومت و رهبرى مسلمانان؛ زيرا در چنين مسائلى بىشك بايد از اولواالامر اطاعت كرد (با استناد به جمله اول آيه). بنابراين، مقصود از آن، اختلاف در احكام و قانون كلى اسلام است كه خداوند و پيامبر(ص) آن را تشريع مىكنند و امام تنها مُجرى احكام است از همينرو، برپايه احاديث اهل بيت عليهم السلام ، اگر سخن آنان با كتاب الله و سخن پيامبر(ص) ناسازگار باشد، هرگز نبايد آن را پذيرفت؛ يعنى محال است چيزى برخلاف كتاب الله و سنت پيامبر(ص) بگويند. بنابراين، نخستين مرجع حل اختلاف مردم در احكام و قانونهاى اسلامى، خدا و پيامبر(ص) اوست كه وحى الهى را دريافت مىكند و اگر امامان معصوم حكمى را بيان كنند، آن نيز از خودشان نيست، بلكه آن را از كتاب الله گرفتهاند يا علم
و دانشى است كه از پيامبر(ص) به آنان رسيده است. پس دليل ذكر نشدن اولواالامر در رديف مراجع حل اختلاف در احكام، روشن است.
البته شايد بتوان در اين پاسخ بدين شيوه مناقشه كرد كه عبارت