87اتفاق نظر همه افراد امت يا نمايندگان آنان در مسائل مختلف اجتماعى، سياسى، فرهنگى، اخلاقى و اقتصادى ممكن نيست و پيروى از اكثر مردم نيز پيروى از اولواالامر به شمار نمىرود.
بنابراين، سخن فخر رازى و دانشمندان معاصرى كه عقيده او را دنبال كردهاند، در عمل، به تعطيل شدن اطاعت از اولواالامر مىانجامد يا به چيزى بسيار نادر و استثنايى بدل مىشود. پس با استناد به آيه شريفه، تنها رهبرى پيشوايان معصوم، دفاعپذير خواهد بود.
ج)پاسخ به پرسشها
يك- اگر مقصود از اولواالامر، امامان معصوم باشد، كلمه «اولوا» كه به معناى سرپرستان (جمع) است، بر آنان دلالت نمىكند؛ زيرا امام معصوم در هر زمان بيش از يك نفر نيست.
پاسخ: اگرچه امام معصوم در هر زمان يك نفر است، اما با احتساب مجموع زمانها افراد معصوم متعدد بودند و آيه، تنها وظيفه مردم يك زمان را تعيين نمىكند.
دو- اولواالامر به اين معنا در زمان پيامبر(ص) وجود نداشت. بنابراين، چگونه به اطاعت از وى فرمان داده شده است؟
پاسخ اين سؤال در پاسخ پرسش نخست نهفته است؛ يعنى آيه به زمان معينى منحصر نيست، بلكه وظيفه مسلمانان را در همه اعصار و قرون روشن مىكند. اولواالامر
در زمان پيامبر(ص)، خود ايشان بود؛ يعنى آن حضرت دو منصب داشت: يكى رسالت ( أَطِيعُوا الرَّسُولَ ) و ديگرى، رهبرى و زمامدارى امت اسلامى ( أُولِي الْأَمْرِ ). شايد تكرار نشدن «اطيعوا» ميان «رسول» و «اولواالامر»، اشارهاى به اين معنا باشد. پس منصب «رسالت» و «اولواالامرى»، دو منصب مختلفاند كه در وجود پيامبر(ص) جمع شدند، اما در امام از يكديگر جدا شدند؛ يعنى امام تنها منصب دوم را دارد.
سه- اگر مقصود از اولواالامر امامان و رهبران معصوم بوده باشد، چرا بخش پايانى آيه درباره مسئله تنازع و اختلاف مسلمانان سخن مىگويد: