81دو- مقصود از حيات دنيا، زندگى پست در همين دنيا در برابر زندگى برين در آن است كه خود دو گونه دارد:
اول- زندگى پست حيوانى، همچون زندگى شهوترانان عياش و عاصى كه از لهو و لعب پر است.
دوم- زندگى ارزشمند دنيوى، همچون زندگى انبيا و اوليا و مؤمنان خالص كه سراسر به اطاعت و عبادت الهى و بركنار از لهو و لعب است.
برپايه اين مقدمهها و تقسيمها، مىتوان گفت باور به حاصل شدن لعب و لهو در محيطى غير از دنيا با استناد به آيه إِنَّمَا الْحَيٰاةُ الدُّنْيٰا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ خطا خواهد بود؛ زيرا آيه كريمه در مقام انحصار حيات دنيوى به لعب و لهو است نه انحصار لعب و لهو به حيات دنيوى.
افزون بر اين، حيات اخروى جاى لهو و لعب نيست؛ چنانكه قرآن در توصيف اهل بهشت مىفرمايد: ( لاٰ يَسْمَعُونَ فِيهٰا لَغْواً وَ لاٰ تَأْثِيماً )؛ «در آنجا (بهشت) نه لغو و بيهودهاى مىشنوند نه سخنان گناهآلود». (واقعه: 25)
مقصود از حيات دنيوى در آيهاى كه فخر رازى بدان استشهاد كرده، حيات دانيه و پست است كه گونۀ دوم از حيات دنيوى به شمار مىرود، نه حيات دنيوى انبيا و اوليا. بىگمان، اينگونه حيات دنيوى (حيات حيوانى اهل معصيت و شهوت) در لعب و لهو منحصر است و كلمه «إنّما» در آن آيه نيز بر حصر دلالت مىكند و بر عدم افادۀ حصر در آيه ولايت گواهى نمىدهد.
درباره استناد به آيه إِنَّمٰا مَثَلُ الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا كَمٰاءٍ... نيز افزون بر جواب نقض ياد شده،
مىتوان پاسخ گفت كه براى حيات دنيوى مثالهاى ديگرى آمده است، اما گويى در سرتاسر قرآن تنها مَثَل براى دنيا همانا تمثيل آن به آبى است كه از آسمان نازل مىشود (آيه 45 سوره كهف و آيه 20 سوره حديد). بنابراين، درباره كلام الهى حصر در تمثيل صحيح است و مناقشه در مفاد حصر كلمه إنّما در آيه ولايت بىپايه خواهد بود.