80
پاسخ نقضى: بىگمان، كلمه «إلّا» برحصر دلالت مىكند و كسى جز ابوحنيفه اين مطلب را انكار نكرده است. كلمه (إلّا) در دو آيه ديده مىشود:
يك- ( وَ مٰا هٰذِهِ الْحَيٰاةُ الدُّنْيٰا إِلاّٰ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ ) (عنكبوت:64)
دو- ( وَ مَا الْحَيٰاةُ الدُّنْيٰا إِلاّٰ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ ) (انعام:32)
برپايه گفتار فخر رازى (لعب و لهو منحصر به دنيا نيست) «إلّا» در اين دو آيه نيز مفيد حصر نخواهد بود. پس اين پرسش پديد مىآيد كه چرا كلمه «إلّا» به رغم اينكه از ادات حصر است، در اين دو آيه مفيد حصر نيست؟ شايد پاسخ فخر رازى چنين باشد كه قرينهاى بر عدم افاده حصر در اين دو آيه وجود دارد؛ يعنى علم ما به اينكه لهو و لعب منحصر به حيات دنيوى نيست. بنابراين، همين جواب را درباره دو آيه دربردارنده كلمه «إنّما» نيز مىتوان مطرح كرد. پس ايشان نمىتواند به آيه 24 سوره يونس و آيه 36 سوره محمد استناد كند.
پاسخ حلّى: كلمه حيات درباره دنيا به دو صورت به كار مىرود: «مضاف به دنيا و موصوف به كلمه دنيا».
مقصود از حيات در صورت اول، «حيات دنيوى» در برابر «حيات اخروى» است. مانند ( مٰا هِيَ إِلاّٰ حَيٰاتُنَا الدُّنْيٰا نَمُوتُ وَ نَحْيٰا ) (جاثيه:24) و ( إِنْ هِيَ إِلاّٰ حَيٰاتُنَا الدُّنْيٰا نَمُوتُ وَ نَحْيٰا وَ مٰا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ ) (مؤمنون:37)
مقصود از حيات در صورت دوم، تقسيم كردن آن به دوگونه پست و ارزشمند است. حيات پست نيز خود دو تصوير دارد:
يك- زندگى دنيوى، حتى حيات و زندگى انبيا و اوصيا، در برابر زندگى اخروى؛
يعنى حيات دنيوى از آن ديد كه حيات دنيوى است، پست (دانى) خواهد بود و حيات اخروى با توجه به اينكه دائم و ابدى و پر از آرامش و آسايش است، نه گذرا و فانى و رنجآلود، ارزشمند و عالى خواهد بود. بنابراين، حيات دنيوى در سنجش با حيات اخروى، حتى اگر سراسرش به عبادت وخضوع بگذرد، دانى است.