79
هشت- على(ع) آن انگشترى گرانبها را از كجا آورده بود؟ آيا داشتن چنين انگشتر گرانبهايى اسراف نبوده است و آيا اينها خود دليل بر نادرستى تفسير ياد شده نيست؟
پاسخ: مبالغه درباره بهاى آن انگشتر بىاساس است و هيچ دليل موجهى بر گران بودن بهاى آن انگشتر در دست نيست و روايتهاى ضعيفى كه قيمت آن را معادل خَراج شام دانستهاند، به افسانه شبيهترند تا واقعيت و شايد به انگيزه بىارزش نشان دادن انفاق آن حضرت جعل شده باشند؛ چنانكه اثرى از اين افسانه در روايات صحيح و معتبر در زمينه شأن نزول آيه نيست. بنابراين، با استناد به چنين سخنانى نمىتوان آن واقعيت تاريخى را ناديده گرفت.
نه- فخر رازى مىگويد شيعيان براى اثبات نزول اين آيه درباره علىبن ابىطالب(ع)، به دلالت كلمه «إنّما» بر حَصر، استناد كرده و گفتهاند ولايت در آيه به معناى ناصر و محب نخواهد بود؛ زيرا ولايت به اين معنا ويژۀ خدا و رسول و صاحبان صفات ياد شده در آيه نيست، بلكه همه مؤمنان به اين معنا ناصر و محب يكديگرند. پس ولايت را در آيه بايد به معناى متصرف در امور مسلمين به كار برد و متصرف در امر، امام مردم است، نه همه مردم.
او مىگويد خاص بودن معناى ولايت در آيه نزد ما پذيرفتنى نيست؛ زيرا عام نبودن ولايت با اين فرض درست خواهد بود كه كلمه «إنّما» بر حصر دلالت كند، اما اين كلمه مفيدِ حصر نيست؛ چنان كه در آيات ديگر قرآن نيز بر حصر دلالت نمىكند؛ مانند إِنَّمٰا مَثَلُ الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا كَمٰاءٍ أَنْزَلْنٰاهُ مِنَ السَّمٰاءِ (يونس:24). حيات دنيا در اين آيه به آبى تشبيه شده است كه از آسمان نازل مىشود، اما مثالهاى دنيا بيش از اين مثالند؛ يعنى حيات دنيوى به امور ديگرى نيز تشبيه شده است.
همچنين «انما» در إِنَّمَا الْحَيٰاةُ الدُّنْيٰا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ (محمد:36) بر انحصار دلالت نمىكند؛ زيرا لعب و لهو تنها در دنيا نيست، بلكه در غير دنيا نيز وجود دارد. 1