49أبووائل (شقيقبن سلمة) است كه عاصم بنبهدله دربارهاش چنين نقل مىكند: «به ابووائل گفتند على(ع) نزد تو محبوبتر است يا عثمان؟ گفت: نخست على(ع) نزدم محبوبتر بود، اما بعد از اين عثمان نزدم محبوبتر شد». 1
راوى ابووائل، نعيمبن أبىهند است كه به نقل از نسائى و احمدبن حنبل و ابنحجر از ابوحاتم رازى، دربارهاش چنين گفتهاند: «به سفيان ثورى گفتند چرا از نعيمبن أبى هند حديث نقل نمىكنى؟ در پاسخ گفت: زيرا او على ((ع)) را ناسزا مىگويد». 2
ب) انگيزه عايشه
هر انسانى درباره خويشاوندانش دوستى مىورزد و در پى ذكر خوبىهاى آنان است. عايشه نيز چنين بود، بلكه از شيوه رفتار و گفتار او مىتوان دريافت كه براى نسبت دادن همه فضائل به خودش و پدر و خويشاوندان محبوبش، بسيار تلاش مىكرد و هنگامى كه محبتورزى پيامبر(ص) را درباره يكى از همسرانش مىديد، براى سرد كردن دل پيامبر(ص) درباره او مىكوشيد. براى نمونه، هنگامى كه پيامبر(ص) نزد زينب، دختر جحش، رفت و نزد او ماند و عسل خورد، عايشه با حفصه همدستى كردند كه اگر پيامبر نزد هر يك از آنان رفت، به او بگويند مغافير 3 خوردهاى كه بوى مغافير مىدهى...! 4 اين گزارش از خود عايشه نقل شده است.
او همچنين مىگويد: «پيامبر(ص) بارها نام خديجه را مىبرد و از او تعريف مىكرد. روزى بر او حسد بردم و گفتم: چرا اين اندازه از زن سفيد گشادهكامى ياد مىكنى! خداوند بهتر از آن به تو داده است». پيامبر(ص) فرمود:
خداوند همسرى بهتر از او به من نداده است؛ زيرا هنگامى به من ايمان آورد كه ديگران كافر بودند و مرا تصديق كرد، آنگاه كه ديگران مرا تكذيب كردند و