50مالش را به من واگذارد، آنگاه كه مردم مرا كمك نكردند و خداوند - عزوجل - از او به من فرزند داد نه از ديگر زنانم. 1
هرگاه پيامبر مىخواست زنى را به همسرى بگيرد، عايشه در پى توطئه كردن و دروغسازى برمىآمد. براى نمونه، پيامبر از زنى از طائفه كلب خواستگارى كرد و عايشه را فرستاد تا او را ببيند. پس از اينكه بازگشت، پيامبر به او فرمود: «چه ديدى؟» گفت: «چيز مهمى نديدم». آن حضرت فرمود: «بلكه ويژگى خوب و مهمى را در او ديدى؛ خالى برگونهاش كه با ديدن آن موهاى بدنت راست شد». پس عايشه گفت اى پيامبر نمىتوان چيزى را از تو پنهان داشت. 2
ج) دشمنى با على(ع)
عايشه درباره كسانى چون حضرت على(ع) كه ناخوشايند وى بودند، بسيار خصمانه و خشمگينانه رفتار مىكرد كه نمونههايى از اين دست رفتارها درباره آن حضرت گزارش مىشود:
يك - عطاءبن يسار مىگويد: مردى نزد عايشه آمد و درباره على(ع) و عمار بدگويى كرد. عايشه گفت: «درباره على(ع) چيزى به تو نمىگويم، اما درباره عمار از پيامبر(ص) شنيدم كه مىفرمود هيچگاه عمار ميان دو كار مخير نمىشود؛ مگر اينكه بهترين آنها را انتخاب مىكند». 3
او نمىخواست حتى يك فضيلت از فضائل على(ع) را به زبان بياورد، بلكه حتى براى تأييد بدخواهان على(ع) و كمك به آنان، حديث جعل مىكرد.
دو - نعمانبن بشير مىگويد از معاويه نامهاى براى عايشه بردم و آن را به او رساندم. عايشه به من گفت: «فرزندم آيا مىخواهى حديثى برايت بگويم كه آن را از