43
پاسخ
طبرانى در معجم الاوسط اين روايت را به سندى آورده است كه اسماعيلبن يحيى التيمى در آن ديده مىشود و هيثمى دربارهاش مىگويد اين فرد كذاب است. همچنين نويسنده مجمع الزوائد به سند ديگرى از طبرانى اين روايت را نقل كرده است كه در آن سند فردى به نام بقيةبن الوليد ديده مىشود و هيثمى او را نيز فردى ضعيف مىخواند. 1
3. «ابوبكرٍ وَ عُمرُ سَيِّدا كُهولِ أهلِ الَجنّةِ مِنَ الْاَوّلين وَالآخِرين مَا خَلَا النَّبييّن وَ المُرسَلين» 2
كسى كه سيد و سَرور و بزرگ قومى باشد، پيشواى آن قوم و نزد آنان واجب الاتباع خواهد بود و على(ع) نيز از همان مردم به شمار مىرفت؛ پس بر او بود كه از آن دو پيروى كند.
پاسخ
اين روايت با دو سند آمده است:
الف) بزاز و طبرانى هر دو آن را از ابوسعيد خدرى نقل كردهاند كه در سند آنان علىبن عابس ديده مىشود و هيثمى در مجمع الزوائد او را ضعيف مىخواند. همچنين طبرانى از شيخ خود مقدامبن داوود آن را نقل كرده است، اما نسائى و ديگران مقدام را ضعيف دانستهاند.
ب) سند ديگر بزاز در اين باره به عبيداللهبن عمر مىرسد و هيثمى مىگويد در اين سند عبدالرحمانبن ملكبن مغول ديده مىشود كه فرد «متروكى» است. 3 بنابراين، اسناد اين روايت نيز معتمد نيست.