42ميزان الاعتدال به نقل از ابوبكر نقاش مىنويسد «اين حديث واهى و سست است» 1 و وى بارها آن را در اين كتاب آورده و رد كرده و باطل دانسته است. 2 دارقطنى نيز مىگويد «اين حديث ثابت نيست» 3. هيثمى در مجمع الزوائد مىگويد «در سلسله سند حديث كسانىاند كه آنان را نمىشناسيم». 4 ابنحجر عسقلانى به صراحت مىگويد «اين حديث از درجه اعتبار ساقط است». 5 با توجه به بىاعتبارى و ضعف اين روايت، در مبحث مهم امامت بدان نمىتوان استدلال كرد. متأسفانه به رغم تضعيفات بسيار، كسانى به دروغ اين روايت را به صحيح مسلم و بخارى نسبت دادهاند، در حالى كه در كتب آنها نيامده است.
افزون بر اين، ابوبكر و عمر درباره بسيارى از مسائل، مانند جواز متعه و ارث عجمها با يكديگر، همسو نبودند؛ ابوبكر متعه را جايز مىدانست و عمر با آن مخالف بود و از آن نهى و متعهكننده را به مجازات تهديد مىكرد. عمر عجمها را از ارث بردن منع مىكرد؛ جز كسى كه ميان عربها به دنيا آمده باشد. اما ابوبكر چنين نبود. بنابراين، پيامبر(ص) چگونه به پيروى از آن دو فرمان داده است؟! از سوى ديگر مسلمانان با فرض پيش آمدن اختلاف، از كدام يك بايد پيروى كنند؟! افزون بر اينكه صحابه بارها با گفتار و كردار ابوبكر و عمر مخالفت مىكردند.
2. «واللهِ ما طَلعتْ شَمسٌ وَ لاغَربتْ بَعدَ النَّبيينَ وَ المُرسلينَ عَلى رجلٍ أَفضل مِن أبي بكر». 6
افضليت ابوبكر بر على(ع) به اين روايت مستند شده است و از سويى تقديم مفضول بر فاضل يا تقديم فاضل بر افضل قبيح است. بنابراين، شايستگى امامت و خلافت پس از پيامبر(ص) از آن ابوبكر خواهد بود.