44
4. «مَا يَنبغَي لقِومٍ فِيهم أبوبكرٍ أنْ يُؤمَّهمُ غَيرُه» 1
برپايه اين روايت، على(ع) نمىبايست بر ابوبكر مقدم مىشد و كسى را نشايد كه بگويد على(ع) بر ابوبكر مقدم بوده است؛ زيرا چنين گفتهاى، با گفتار پيامبر(ص) مخالف است.
پاسخ
ابنجوزى در الموضوعات 2 اين روايت را از «احاديث مجعوله» دانسته است. 3 با توجه به اعتبار ديدگاه ابنجوزى نزد كسانى همچون ابنتيميه، بىگمان، گفتار ابنجوزى دراينباره نيز مىبايست نزد آنان پذيرفتنى باشد. ألبانى نيز اين روايت را در سنن الترمذى نقل كرده و همچون خود ترمذى آن را ضعيف دانسته و گفته است: « هذا حديث غريب ». 4
5. روايت نمازخواندن ابوبكر
با توجه به اينكه نماز افضل عبادات است، چنين نقل كردهاند كه پيامبر(ص) هنگام بيمارى پايان عمرش ابوبكر را به جاى خودش براى امامت نماز جماعت مسلمانان به مسجد فرستاد تا با مردم نماز بخواند. بنابراين، ابوبكر افضل از ديگر صحابه نزد پيامبر و شايستهتر از آنان براى رهبرى مسلمانان پس از او بود و برگزيدن ابوبكر براى امامت جماعت، خود گواهى مىدهد كه آن حضرت ابوبكر را خليفه خودش مىدانست. روايت نماز ابوبكر از مهمترين ادله اهلسنت بر مشروعيت امامت اوست؛ چنانكه در بسيارى از كتابهاى خود، آن را نخستين دليل در اين زمينه آوردهاند. براى نمونه، اين روايت در صحيح مسلم چنين آمده است: