120حضرت على(ع) از آنان به شمار نمىرفت؛ مگر از اين روى كه آن جناب در همه كارها و مقاصد مثبت و منفى پيامبر، پيرو او بود، كه برپايه اين تفسير، همه مسلمانان در اين وصف با آن جناب مساوى بودند و تخصيص آن جناب به ذكر، آن هم با اين تشريفات و اهتمام، توجيهپذير نيست. البته شايد مقصود اين بوده باشد كه على(ع) در معاهدات و قراردادهاى رسول خدا(ص) براى حكومت اسلامى و نگهدارى دولت اسلامى، از پراكندگى، انحلال، حفظ و صيانت آن از مشكلات و حوادث، بسيار تأثيرگذار بوده است كه در اين صورت مقام آن جناب همچون مقام رسول خدا(ص) خواهد بود.
همچنين مقصود معاقده، در اوصاف و فضايل نيست؛ چنانكه گفته مىشود: «فلانى عقيد كرم يا عقيد فضل است»؛ يعنى «كريم يا فاضل» است»؛ زيرا حمل اين معنا را ذوق عربى نمىپذيرد و مقصود پيغمبر(ص) چنين خواهد شد: «هر كس من نزد او عقيد فضايل شناخته شدهام، درباره على(ع) نيز بايد به چنين خصالى معتقد باشد». بنابراين، باز با مقصد ياد شده نزديك است.
نزديكترين معانى به كلمۀ عقيد، همپيمانى با پيامبر است؛ يعنى پيمانهايى كه پيغمبر(ص) با مسلمانان و بيعتكنندگان منعقد كرد تا برپايه آنها دين او را به آغوش گيرند و در راه مصالح آن و دور كردن هر ناروا و فسادى از آن، بكوشند. بنابراين، براى ارادۀ اين معنا مانعى نيست، بلكه اين معنا تعبير ديگرى از گفتار « إنه خليفتي و الامام من بعدي » آن جناب درباره على(ع) است.
اگر معناى محب و ناصر از لفظ مولا اراده شده باشد، مقصود تحريض مردم (بهنحو جمله اخبارى يا انشائى) بر محبت و يارى على(ع)؛ است؛ زيرا او از جمله مؤمنان و مدافعان پيامبر بود؛ يا تحريض على(ع) است بر محبت و يارى مؤمنان (بهنحو اخبارى يا انشائى).
بنابراين، چهار گزينه محتمل در اينباره پديد خواهد آمد:
اول - اخبار درباره وجوب دوستى او بر اهل ايمان
اين موضوع مجهول و بىسابقهاى نبوده است تا پيغمبر اكرم(ص) آن را ابلاغ كند و به آن كيفيت بىسابقه و با آن مقدمات ياد شده، به ابلاغش مأمور شده باشد و كوتاهى در