103بزرگتر بود و خود چهار پسر داشت: «حارث، عبدالله، عبدالرحمان و ربيعه». عباس عموى پيامبر(ص) نيز داراى هفت پسر بود كه در آن تاريخ چهار نفر از آنان بزرگ بودند: «حارث، تمام، كثير و فضل». أبوطالب نيز چهار پسر داشت «طالب، عقيل، على و جعفر». أبولهب هم سه پسر داشت: «عتبه، معتب و عتيبه».
چنانچه نوههاى دخترى عبدالمطلب، همچون زبيربن صفيه و عبداللهبن عاتكه و... بر اينان افزوده شود، شمار آنان بيش از چهل نفر خواهد شد؛ زيرا حضرت عبدالمطلب شش دختر داشت: «اُمحكيم (البيضاء)، عاتكه، برّه، اميمه، صفيه و اروى».
از سوى ديگر، پسران عبدالمطلب نيز از طريق دختران خود داراى فرزندان پسرى بودند كه بىگمان، شمارى از آنان در آن تاريخ سن رشد داشتند و به آنان مرد (رجل) گفته مىشد. 1
افزون بر اينها، يعقوبى در تاريخ خود در ماجراى معراج پيامبر نقل كرده است كه «أبوطالب، پيامبر(ص) را نيافت و ترسيد قريش درباره او توطئه كرده باشد. بنابراين، هفتاد مرد مسلح را از فرزندان عبدالمطلب جمع كرد. از اين حكايت نيز مىتوان فهميد كه دست كم چهل مرد ميان فرزندان عبدالمطلب در ماجراى حديث انذار بوده است». 2 با توجه به اين نكتهها، روشن مىشود كه اين شبهه، ادعايى بدون پشتوانه تاريخى است.
و) تحريف حديث
تحريف حديث، از شيوههاى بسيار زشت و ناپسند در نقل روايات است كه نمونۀ آن در حديث يوم الدار ديده مىشود؛ چنانكه طبرى حديث را در تاريخ و تفسيرش نقل مىكند. متن حديث در تاريخ او همان متن منقول از صاحب كنزالعمال 3 است و ديگران آن را از طبرى نقل كردهاند، اما در تفسيرش درباره آيه مباركه ( وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ )،