79غيرالهى را در اين باره مؤثر مىدانستند. خداوند با اين كلام مؤكد، از يك سو، دخالت نيرويى ديگر را در نزول قرآن رد مىكند و آن را تنها به ذات اقدس الهى منتسب مىداند و از سوى ديگر، بر عظمت قرآن و مصونيت آن از هر نوع دستبردى، هنگام نزول، تأكيد مىورزد.
جمله دوم آيه شريفه با أدات تأكيد «ان و ل» (همانا و قطعا) و همچنين ضمير جمع «نا» و وصف جمع «حافظون» (نگهبان)، از نگهبانى از قرآن و حفظ قطعى آن پس از نزول مىگويد. نحوه بيان اين عبارت نيز هر نوع ترديد در اين باره را مىزدايد.
حفظ قرآن در اين آيه بهطور مطلق و بدون هيچ قيدى آمده است، بنابراين، حفظ آن را از هر نوع تحريفى (اسقاط، تغيير و ...) بيان مىكند. و اين بهترين صورت حفاظت از قرآن است كه خداوند بر عهده گرفته است. 1
وجه استدلال به آيه شريفه براى رد اتهام متفاوت بودن قرآن شيعيان، اين است كه قرآنى كه خداوند، وعده حفظ آن را داده است؛ يا همين قرآن در دسترس بشر است و يا قرآنى است كه به ادعاى بدخواهان، نزد شيعه است. اگر اين قرآن در دسترس مقصود است، لزوماً آن قرآن، باطل است و اگر آن قرآن مقصود است، پس اين قرآن در دسترس، باطل است؛ زيرا خداوند متعال، بىشك دو قرآن نازل نفرموده است و عقل حكم مىكند كه همين قرآن در دسترس، مقصود و محفوظ الهى باشد؛ زيرا فلسفه نزول قرآن، هدايت بشر است: ( هُدىً لِلنّٰاسِ ) (بقره: 185)؛ و اگر قرآن در دسترس بشر نباشد، نمىتواند بشر را هدايت نمايد. همچنين، اگر اين قرآن، همان قرآن محفوظ نباشد، پس معجزه جاويد نيست و در اين صورت، در معرض آسيب است، يعنى امكان در معرض نقض و اشكال واقع شدن و يا آوردن مثل آن از طرف غير مسلمانان وجود دارد،