3795. امر به على (ع) كه به تنهايى، هر زمان كه ممكن است و در آخر شب، به بقيع برود و براى اهل بقيع، دعا و استغفار كند.
مضمون روايات، موارد قبلى را تأييد مىكند. در اين خصوص، نمونههايى مىآوريم:
عَنْ سُلَيمِ بن قَيسٍ الْهِلاَلِي قَالَ سَمِعْتُ أَبَا ذَرٍّ جُنْدَبَ بن جُنَادَة الْغِفَارِي قَالَ رَأَيتُ السَّيدَ مُحَمَّداً وَ قَدْ قَالَ لأمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (ع) ذَاتَ لَيلَة إِذَا كَانَ غَداً اقْصِدْ إِلَى جِبَالِ الْبَقِيعِ وَ قِفْ عَلَى نَشَزٍ مِنَ الاَرْضِ فَإِذَا بَزَغَتِ الشَّمْسُ فَسَلِّمْ عَلَيهَا فَإِنَّ الله تَعَالَى قَدْ أَمَرَهَا أَنْ تُجِيبَكَ بِمَا فِيكَ فَلَمَّا كَانَ مِنَ الْغَدِ خَرَجَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) وَ مَعَهُ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ وَ جَمَاعَة مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الاَنْصَارِ حَتَّى وَافَى الْبَقِيعَ وَ وَقَفَ عَلَى نَشَزٍ مِنَ الأرْضِ فَلَمَّا طَلَعَتِ الشَّمْسُ قَالَ السَّلامُ عَلَيكَ يا خَلْقَ الله الْجَدِيدَ الْمُطِيعَ لَهُ فَسَمِعُوا دَوِياً مِنَ السَّمَاءِ وَ جَوَابَ قَائِلٍ يقُولُ وَ عَلَيكَ السَّلاَمُ. 1
از «سليمبن قيس هلالى» منقول است: از «ابوذر جندببن جناده غفارى» شنيدم كه گفت: ديدم سيد را (محمد مصطفى (ص) را) شبى به اميرمؤمنان، على (ع) فرمود: صبح كه شد، به بقيع برو و بر قطعهاى از زمين آن بايست، وقتىكه خورشيد طلوع كرد، به آن سلام كن كه خداوند به آن امر كرده است. هر چه بگويى، جواب دهد. چون صبح شد، اميرمؤمنان (ع) بيرون رفت و ابوبكر و عمر و جماعتى از مهاجر و انصار، با او بودند. وقتى به بقيع رسيد، بر قطعهاى از زمينش مكث نمود و چون خورشيد طلوع كرد، على (ع) به خورشيد سلام داد و فرمود: سلام بر تو اى خلق جديد خدا كه خدا را اطاعت خالصانه مىكنى. پس همراهان نالهاى شنيدند و جوابِ گويندهاى را كه مىگفت: درود بر تو اى على.
در روايات فراوان آمده است كه در ماجراى بازگشت جعفربن ابىطالب از حبشه،