300علىبنابىطالب داده. گفتم: تمام اين نسبتهاى زشت به على بود؟! گفت: آرى، پسرم سلطنت و رياست همين است! 1
5. دشنام «ابن عباس»، به «عمروبن العاص»:
فقال عمروبن العاص ... فقال ابن عباس : كذبت، والله، أنت، وليس كما ذكرت ... وأنت الوغد اللئيم، والنكد الذميم، والوضيع الذميم! 2
عمروعاص گفت ... ؛ ابن عباس گفت : قسم به خدا دروغ گفتى ؛ آنچنانكه تو گفتى نيست ... تو شخص حقير و پست و سرزنش شده و بىمقدار و ملامت شدهاى!
6. على (ع) معاويه را لعنت مىكرد:
وكان علي إذا صلى الغداة يقنت فيقول: اللهم العن معاوية وعمرواً وأبا الأعور وحبيباً وعبد الرحمنبن خالد والضحاكبن قيس والوليد! 3
على (ع) وقتى نماز صبح را مىخواند، قنوت مىگرفت و در نماز مىگفت: خداوندا، معاويه و عمروبن العاص و ابااعور و حبيب و عبدالرحمانبن خالد و ضحاكبن قيس و وليد را لعنت كن.
7. امام حسن (ع) و لعن معاويه:
وخطب معاوية بالكوفة ... فذكر عليا [ (ع) ] فنال منه ثم نال من الحسن فقام الحسين ليرد عليه فأخذه الحسن بيده فأجلسه ثم قام ... فلعن الله أخملنا ذكراً، و ألأمنا حسباً، وشرنا قديماً وحديثاً، وأقدمنا كفراً ونفاقاً فقال طوائف من أهل المسجد: آمين. 4
معاويه وقتى به كوفه آمد ... درباره على[ (ع) ] سخن گفته و به او دشنام داد. سپس [امام]