292خدا است و شايد بهترين تعبيرى كه معناى لعن عربى را در فارسى منتقل كند، عبارت «خدا نيامرزد» باشد. در اين گونه مواقع به طور مثال گفته مىشود: «خدا فلانى را نيامرزد، كارى كرد كه عدهاى را به كشتن داد». اين تعبير، هيچ بار منفى ندارد و دعا عليه شخصى است كه كار پستى انجام داده است؛ بنابراين خدايا فلانى را لعن كن؛ يعنى از او نگذر و او را نيامرز.
لعن در قرآن
در قرآن كريم بيش از چهل بار خدا، رسول خدا، ملائكه و مؤمنان، اشخاص را به دليل وجود برخى صفات و حالات در آنها لعن كردهاند كه اين به معناى مشروعيت بهكار بردن اين واژه به صورت اصل اولىست. با اينكه قرآن كسى را سب نمىكند و مؤمنان را از آن نهى مىكند، ولى هرگز لعن را نهى نكرده است، بلكه خود بارها عدهاى را لعن مىكند. كه از آن جمله مىتوان به نمونههاى زير اشاره كرد:
1. ابليس: (حجر: 35 و 78)
2. كافران؛ (احزاب: 64)؛ (بقره: 161)
3. بنى اسرائيل: (مائده: 78).
4. ظالمان: (هود: 18)؛ (غافر: 52)
5. دروغگويان: (نور: 7)؛ (آل عمران: 61)
6. آزار دهندگان پيامبر (ص) : (احزاب: 57)
7. تهمت زنندگان به زنان پاكدامن: (نور: 23).
8. قاتل مؤمن: (النساء: 93)
9. منافقان: (توبه: 68)
10. فاسدان و قطعكنندگان رحم: (محمد: 23)؛ (رعد: 25)
11. يهود و اصحاب سبت:. (نساء: 47)