260از نظر «ابنكثير دمشقى»، شاگرد ابنتيميه نيز اين حديث صحيح است. 1
از اين روايت مىفهميم كه توسل به پيامبر (ص) ، براى برآورده شدن حاجت جايز است. رسول خدا (ص) بهجاى آنكه خود براى آن مرد دعا كند يا همچون حضرت يعقوب بفرمايد: من بهزودى برايت دعا مىكنم تا شفايابى، به آن مرد دستور داد تا آنگونه دعا كند و با وسيله قرار دادن پيامبر نياز خود را از خدا بخواهد و او چنين كرد و شفا يافت. به اين ترتيب، پيامبر اسلام (ص) چگونگى توسل را به امت خود آموخت. اين كار بهمعناى توسل به اولياى الهى و بندگان پاك خداست و مسلمانان همواره به آن معتقد بودهاند.
دليل دوم: وهابيان مدعىاند كه درخواست كمك و توسل به مقام انبياء و اولياء نزد خدا، پس از مرگ آنان جايز نيست. آنچه از توسل به رسول خدا (ص) روايت شده، مربوط به زمان زنده بودن ايشان است.
پاسخ: آنچه رسول خدا (ص) به او آموخت، دستورى كلى بود؛ زيرا توسل را به دعاى خويش يا زنده بودنش مقيد نكرد، بلكه به او آموخت كه بگويد: «اللهمّ إني اسئلك و اتوجّه إليك بنبيك محمد نبي الرَّحمه ... اللهمّ شفعه في». راوى اين حديث (ابنحنيف) نيز آن را فقط مربوط به زمان حيات پيامبر اسلام (ص) ندانسته است؛ زيرا در روايتى ديگر آمده است كه مردى از عثمان (خليفه سوم) كمك مىطلبيد، اما وى به او توجه نمىكرد. روزى آن مرد، عثمانبن حنيف را ديد و نزد اين يار پيامبر اسلام (ص) شكايت كرد. وى به او گفت:
به وضوخانه برو و وضو بگير و آنگاه به مسجد برو و دو ركعت نماز بگزار، سپس بگو: « اللَّهمّ إنّي اسئلُك وَ اتَوجَّهُ إليك بِنبينا مُحّمدٍ نَبي الرَّحمة يا مُحمَّدُ انّي اتَوجَّهُ بِك الى رَبّي، فَتَقْضِي لي حاجَتي »؛ «پروردگارا! از تو مىطلبم و با نبيت محمد، كه پيامبر