261رحمت است، به تو توجه مىكنم. اى محمد! من به وسيله تو به پروردگارم توجه مىكنم، پس حاجاتم را برآور». آنگاه حاجتت را از خدا بخواه. او نيز چنين كرد و پس از آن نزد عثمان رفت و حاجتش برآورده شد. 1
دليل ديگر كه بر توسل به پيامبر (ص) پس از حيات ايشان دلالت دارد، اين روايت است:
عَنْ مالكِ الدّار قالَ: أصابَ النَّاسَ قَحْطٌ في زَمَنِ عُمرَفَجاءَ رَجلٌ إلى قَبر النَّبي - صَلَى الله عَليه وَ سَلَّم - فقالَ: يا رَسولَ الله، اسْتَسْقِ لِأمّتك فَإنَّهم قَد هَلَكوا، فأتَى الرَّجلُ في المْنامِ فَقيلَ لَه: أئتِ عُمَر فَاقْرئهُ السَّلامَ وَ أخبِرهُ أنَّهم مُسقَون 2
مالك مىگويد: در زمان عمر مردم به خشكسالى مبتلا شدند. مردى بر سر قبر پيامبر اسلام (ص) رفت وگفت: اى رسول خدا (ص) براى امتت باران بطلب، زيرا آنان نابود شدند، آنگاه به خواب رفت. در خواب به او گفته شد: نزد عمر برو و سلام برسان و به او خبر بده كه سيراب خواهند شد.
دليل سوم: «بخارى» در كتاب «صحيح» روايت مىكند:
إنّ عُمَربن الخطّابِ رَضي اللهُ عَنه كَاَن إذا قَحَطُوا إسْتَسقَى بالْعباسِبن عَبدالمطلّب فَقالَ: اللّهمّ إنّا كُنّا نَتوسّلُ إليكَ بِنبينا فَتَسْقينا و إنّا نَتَوسَّلُ إليكَ بِعَمِّ نَبينا فَاسْقِنا قالَ فَيسُقَون. 3
هرگاه قحطى رخ مىداد، عمربنخطاب به وسيله عباس بن عبد المطلب - عموى پيامبر اكرم (ص) طلب باران مىكرد و مىگفت: خدايا! ما در گذشته به پيامبر متوسل مىشديم و باران رحمت خود را بر ما نازل مىفرمودى. اكنون به عموى پيامبر بهسوى تو متوسل مىشويم تا ما را سيراب كنى و سيراب مىشدند.