241
يَضُرُّهُمْ وَ لاٰ يَنْفَعُهُمْ (يونس: 18) مىدانند و آن را پرستش كسانى مىدانند كه مالك سود و زيان براى بشر نيستند.
وقتى انسان بين خود و خدايش واسطهاى قرار مىدهد و خودش بهطور مستقيم از خداوند نيازش را نمىخواهد و از كسى غير از خدا طلب شفاعت مىكند، در حقيقت اين فرد را معبود خود قرار داده و او را شريك خداوند خوانده است.
محمدبن عبدالوهاب مىگويد:
من جعل بينه وبين الله وسائط يدعوهم ويسألهم الشفاعة كفر إجماعاً. 1
كسىكه بين خود و خدايش واسطه قرار دهد و آن واسطهها را بخواند و از آنها طلب شفاعت كند به اجماع مسلمين چنين فردى كافر است.
وهابيان مىگويند طلب شفاعت از شفيع، خواندن غير خداست و اين شرك در عبادت است؛ زيرا خداوند متعال مىفرمايد: ( فَلاٰ تَدْعُوا مَعَ اللّٰهِ أَحَداً )؛ «با خدا هيچكس را نخوانيد». 2
پاسخ:
براى پاسخ دادن به اين شبهه ابتداء لازم است به مفهوم و حقيقت شفاعت بپردازيم.
حقيقت شفاعت
برخى بندگان صالح كه نزد خداوند منزلت دارند، مىتوانند از جانب خداوند دستگيرى و شفاعت كنند، مانند انبياء و اولياى الهى؛ يعنى نزد خدا براى بخشيدن گناهان يا ارتقاى منزلت انسان، واسطه شوند.
شفاعت، در كتابهاى حديثى و تفسيرى به معناى درخواست دعا آمده است. «بخارى»