99احكام و شرايع اسلامى را در آن پياده كنند 1؛
د) مقصود سيد قطب از جامعه جاهلى كه هجرت از آن لازم است، جاهليت كفر است، نه جاهليت معصيت؛ زيرا او سخن از حاكميت برخى از بندگان بر ديگران و نفى حاكميت خداوند متعال بهطور مطلق را بهميان آورده و اين شامل جامعهاى مىشود كه هيچ كدام از گزارههاى اسلامى بر زندگى آن حاكميت ندارد؛ همانند جوامع كمونيستى يا بتپرستى مثل هندوها و بودائىها. بنابراين مىتوان مراد از جاهليت را جاهليت كفر گرفت كه هجرت از آن درصورتى لازم است كه آنجا امكان اداى احكام اسلام نباشد. سيد قطب دربارۀ اينگونه جوامع مىگويد:
برخى از اين جوامع به صراحت موضع خود را اعلام مىدارند كه خود را از دين جدا كرده و هيچگونه ارتباطى با دين ندارند و برخى از آنها اعلام مىدارند براى دين احترام قائلاند ولى دين را بهطور كلى از نظام اجتماعى خارج مىكنند و مىگويند: ما منكر غيب بوده و نظام آن را بر دانش «بشرى» استوار كردهايم؛ زيرا علميت با غيبيت در تناقض است و اين گمانى است باطل كه بهجز جاهلان به آن اعتقاد ندارند و برخى نيز حاكميت فعلى را براى غير خدا مىدانند و آنگونهكه بخواهند قانونگذارى مىكنند. آنگاه قانون خود را شريعت الهى مىپندارند. 2
او در ادامه مىگويد:
چون اين مطلب روشن شد بايد دانسته شود نظر اسلام نسبت به اين جوامع در يك كلمه خلاصه مىشود: ردّ كردن اعتراف به اسلاميت تمام اين جوامع و مشروعيت آنها در اعتبار است. 3