87جامعۀ اسلامى، تمام امور بزرگ و كوچك خود را به انسانها سپردهاند و شرع و احكام الهى را كه راه زندگى آنان را تبيين نموده است، كنار گذاشتهاند. درحقيقت حاكميت الهى كنار گذاشته شده و بهجاى آن حاكميت انسانها قرار گرفته است.
سيد قطب در ذيل آيه( فَكُلُوا مِمّٰا ذُكِرَ اسْمُ اللّٰهِ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ بِآيٰاتِهِ مُؤْمِنِينَ )(انعام:118) مىگويد:
الآن برمىگرديم به قضيۀ حليت وحرمت در قربانىهايى كه اسم خدا بر آن بردهمىشود و آنچه اسم خدا بر آن برده نمىشود و اينها اهميت خود را از ناحيۀ تقرير مبدأاسلامى اول اخذ مىكنند؛ يعنى مبدأ حق حاكميتمطلقه تنها براى خداوند متعال و دور كردن بشر ازادعاى اين حق است... . 1
نقد: اگر ظاهر اين گفته، بدون توجيهات آن، اخذ شود، چند اشكال بر آن وارد است:
الف) از آيات و روايات استفاده مىشود كه حكم مخصوص خداست نه حاكم شدن. اين همان اشتباهى است كه خوارج با گفتن «لا حكم الا لله» در آن گرفتار شدند،درحالىكه برخى افراد مىتوانند به اذن خدا حاكم باشند.
ب) سيد قطب لفظ «اله» در كلمۀ توحيد: «لا اله الا الله» را به حاكم تفسير كرده است؛ درحالىكه خلاف ظاهر است و «اله» بهمعناى معبود يا ذات مستجمع تمام صفات جمال و كمال است.
2. بازگشت عصر جاهليت
مىگويند مفهومجاهليت بهطور پياپى و فشرده در سخنان سيد قطب