62
دربارى بودن تكفيرىهاى اعتقادى
از ويژگىهاى تكفيرىهاى اعتقادى ايناست كه آنان مفتى دربارى هستند و چون به مردممىرسند، شديداً بر آنان تاخته و در مسائل اعتقادىو فرعى بسيار سخت مىگيرند؛ ولى از آنجا كهدربارىاند و از حاكمان خود ارتزاق مىكنند، فتواىخود را تغيير داده و به نفع آنان حكم صادرمىكنند. شاهدش اينكه مفتيانى همچون شيخ عبدالعزيز ابنعبدالله بنباز در مسائل شرك و توحيد سخت گرفتهو صدازنندۀ اولياى الهى هنگام گرفتارىها را شرك وكفر مىداند و نيز تارك و متساهل در واجباتهمچون نماز و روزه را بر كفر اكبر بهحسابمىآورد؛ گرچه منكر قلبى آن نيست. ولى هنگامى كهنوبت به قيام مردم بر ضد حكّام كافر وفاسق و ظالم مىرسد، كفر را به دو قسماصغر و اكبر تقسيم ميكند تا مردم را از قيامبر ضد آنان بازدارد و اين عين دوگانگى و نفاقدر مقام فتواست و گويا دين، براى مردم مستضعف آمده، نه حاكمان.
اينان در اين گرايش نيز پيرو ابنتيميه هستند.
او مىگويد:
خداوند متعال رسولش را به جهت تحصيل مصالح و تكميل آنها و تعطيل مفاسد و كم كردن آنها مبعوث كرده است و چون خليفهاى از خلفا همچون يزيد و عبدالملك و منصور و امثال آنان متولى امر خلافت شد، يا گفته مىشود بايد او را از ولايت منع كرده و با او نبرد نمود تا ديگرى متولى امر خلافت شود، همان كارى كه رأى جهادىهاست و اين رأى فاسدى است؛ زيرا مفسدۀ آن از مصلحتش بيشتر است و كمتر كسى است كه بر حاكم داراى سلطه خروج كرده جز آنكه شرّ عملش از خيرش بيشتر است... . 1