316در اين عبارت، اخلاق كه مهندسى و مديريت لايه دوم وجود آدمى را بر عهده دارد، عبارت است از هواى لطيف، يعنى انسانها به همان مقدار به اخلاق نياز دارند كه به هوا، نه به آب و نه به غذا. انسان شايد بدون آب و غذا، چند روزى دوام بياورد اما بدون هوا، چند دقيقه هم نمىتواند سر كند. بنابراين اخلاق در زندگى آدمى - به عنوان يكى از پايههاى تشكيل دهنده سبك زندگى الهى - نه فقط نقشى كليدى و مهم كه نقشى حياتى دارد. اين تعريفى جديد، ابتكارى و همه فهم از اخلاق است كه رهبر حكيم انقلاب مطرح كردهاند و از روحى لطيف، چنين تعبير لطيفى بر مىآيد.
اگر هوا نباشد، چه اتفاقى مىافتد؟ همان اتفاق در نبود اخلاق، رخ مىدهد:
اخلاق كه نبود، بىاخلاقى وقتى حاكم شد، حرصها، هواى نفسها، جهالتها، دنياطلبىها، بغضهاى شخصى، حسادتها، بخلها، سوءظن به يكديگر وارد شد، وقتى اين رذائل اخلاقى به ميان آمد، زندگى سخت خواهد شد؛ فضا تنگ خواهد شد؛ قدرت تنفس سالم از انسان گرفته خواهد شد؛ لذا در قرآن كريم در چند جا- (وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتٰابَ) (جمعه:2) تزكيه كه همان رشد اخلاقى دادن است، جلوتر از تعليم آمده است. 1
بنابراين، كارويژه نظام فضائل اخلاقى مبتنى بر توحيد اين است كه، هواى لطيف و نسيم روحنواز در جامعه بدمد و وقتى اخلاق بر جامعه حكم فرما شد، حيات طيبه شكل مىگيرد.
بنابراين وقتى، حرصها، هواى نفسها، جهالتها، دنياطلبىها، بغضهاى شخصى، حسادتها، بخلها، سوءظنها و بهطور كلى رذائل اخلاقى - كه در «شرح جنود عقل و جهل» امام خمينى رحمه الله فهرست آنها، به همراه نظام فضائل، آمده است - در جامعه وجود داشت، هواى معنوى جامعه آلوده مىشود و تنفس در آن مشكل. اما اگر به جاى حرص، قناعت و به جاى هواى نفس، رضاى خدا و به جاى جهالت، عقلانيت و به