317جاى بغضهاى شخصى، تبرى، و به جاى حسادت، غبطه و به جاى بخل، سخاوت و به جاى سوء ظن، حسن ظن و در يك كلام به جاى شجره خبيثه، شجره طيبه در جامعه باشد، هواى معنوى جامعه پاك و با صفا مىشود.
شايد به دليل همين اهميت و كاركرد اخلاق است كه امام خمينى معتقد است: «علمِ به منجيات و مهلكات در علم اخلاق، مقدمه [است] براى تهذيب نفوس، كه آن مقدمه است براى حصول حقايق معارف و لياقت نفس براى جلوه توحيد». 1
چون قلب كه مركز اخلاق است، مجمع البحرينى را مىماند كه باورها و يافتههاى عقل در آن تبديل به ايمان مىشود و فرد را به معنويت، زيبايى باطنى و ملكوتى مىآرايد و قلب است كه ايمان را در قالب رفتار و عمل، ظهور و بروز مىدهد؛ چراكه «از كوزه همان برون تراود، كه در اوست». به همين جهت بين كسى يا ملتى كه مىداند، خدا هست؛ با كسى يا ملتى كه باور دارد، خدا هست، تفاوت بنيادين وجود دارد. به همين جهت رسالت پيامبران «اصلاح انديشه» و به تعبير امام خمينى «تصفيه عقول» 2 در بعد بينشى، عقلى و اعتقادى و «اصلاح انگيزه» و به تعبير امام خمينى «تهذيب نفوس» 3 در بعد گرايشى، قلبى و اخلاقى است.
ب) مؤلفههاى تربيت اخلاقى حج
از ياد نبريم كه «اسلام، احكام اخلاقىاش هم سياسى است» 4؛ لذا نبايد اخلاق را توصيهها و نصيحتهاى تكرارى فردى و بىخاصيت بدانيم، بلكه در تعاليم اسلامى و از منظر دانشمندان مسلمان، كارويژه نظام سياسى مطلوب گشترش فضائل و مبارزه با رذائل، براى تحقق و تحكيم برادرى بين همه افراد جامعه است، تا جامعه به صورت يك پيكر واحد درآيد.