160با پايان عصر جنگ سرد، تبليغات نظريهپردازان غربى بهمناسبت پايان تاريخ و پيروزى خودخوانده ايدئولوژى ليبرال دموكراسى و رسيدن به بهشت برين ( \ اتوپيان)، دوران فشار جديدى بر ملتها و جهان در حال توسعه شروع شد. در فضاى جهانى شدن، تكاپوى نزاعناپذير قدرتهاى بزرگ و نفوذ نرم بازيگران فرامليتى و بهرهبردارى از بسترهاى جديد تنازع و ناامنى، شدت گرفت. آزاد شدن نيروهاى سياسى - اجتماعى در درون كشورها، رشد گرايشهاى ملىگرايانه و تجزيهطلبانه در اروپاى شرقى، نزاعهاى وحشتناك قومى و تحول رويكرد مداخلهگرايانه قدرتها و سازمانهاى بينالمللى، فضاى تنشآلودِ جهان را تيرهتر ساخت. خطر تروريسم و بنيادگرايى دستاويز ايالات متحد آمريكا و همفكرانش براى برنامهريزىهاى جديد جهت درگير كردن جهان اسلام با اين دو موضوع شد و به مراتب عرصه بر كشورهاى اسلامى مخالف نظم نوين ادعايى، تنگتر شده است. با نمايشهاى حوادث 11 سپتامبر سال 2001، كشته شدن هزاران نفر بىگناه در آن حادثه، غائله القاعده، طالبان و صدام، عرصه اقدام جديدى را گشود، اما هيچ نشانهاى از صلح و امنيت، آشكار نشد. ادعاهاى دروغين و سياستهاى انحرافى قدرتهاى بزرگ در جهت سلطه، منجر به تشديد بدبينى، تفرقه ميان ملتها و مهمل گذاردن برخى از دستوركارهاى بينالمللى شد. روند تحريف و مداخله مخرب در برخى تحولات سياسى و اقتصادى كشورها تا چند سال آينده، زمينهها و حتى رؤياى صلح جهانى را به محاق مىبرد.
3. انقلاب اسلامى ايران و افقهاى نو براى انديشه و عمل
با ظهور انقلاب اسلامى ايران شاهد يكى از مقاطع رشد تاريخى، توسعه اجتماعى و سياسى جامعه ايرانى هستيم. بايد اذعان داشت كه در كنار مطالبات ملى در قبال استعمارگران و قدرتهاى سلطهجو، دانش، ايمان، شعورجمعى، اخلاق و فرهنگ ايران همواره افقهاى توسعه ملل و خيرجهانى را در ذهن و مرام خود داشته است. مضافآنكه، بايد گفت اين پديده (انقلاب اسلامى) در افق مذهب شيعه، احياگرى اسلامى و