159نظريههايى مثل نوسازى و وابستگى متقابل، كه با ملاحظاتى چون همكارى مشروط و سياست درمنگنه گذاشتن نهادهايى مثل صندوق بينالمللى پول و بانك جهانى، جدىتر و سختتر مىشد، راه به جايى نبرد و بيشتر كشورهاى مشتاقِ توسعه هيچ طرفى از اين وعده و وعيدها نبستند. در حوزه حقوق بينالملل هم اصولى چون احترام به حاكميت و استقلال ملتها، عدم مداخله در امور داخلى ديگران و عدم توسل به زور هم فقط روى كاغذ قابل توجه و تعريف بودند؛ چراكه تغيير رژيمهاى سياسى، انجام كودتاها و روى كار آوردن دولتهاى دستنشانده و وابسته نه تنها منطبق با اصول بينالمللى ياد شده نبود، بلكه مغاير با روح مردمسالارى بود و خلاف آرمان ليبرالدموكراسى تبليغى قدرتهاى بزرگ هم بود.
در اين ميان، آشكار شدن انقلاب اسلامى در شرايط نامطلوب بينالمللى، در نگاه آزاديخواهان راستين همانند يك هواى تازه و پرنشاطى در فضاى متصلب بينالمللى بود. روح و رويكرد انقلاب اسلامى مخالف نظم موجود بينالمللى و روابط سلطه، استثمار و تحقير ملتها بود و از طلوع انقلاب اسلامى در ايران و تشكيل جمهورى اسلامى، اين انتظار و اميد براى دوستان، و اين هراس و نگرانى شديد براى اردوگاه استكبار و در رأس آن امريكا وجود داشت كه انقلاب اسلامى ايران، طليعه پيروزىهاى مسلمانان در ساير نقاط جهان اسلام خواهد بود. 1 ايجاد محيط رعب و فشار بينالمللى، تحميل هشت سال جنگ و روند پروندهسازىهاى مختلف براى انقلاب همراه با تهديد و تحريم پىگير، نشانههاى روشنى از عدم حسن نيت و عناد قدرتهاى بزرگ با رشد و تكامل ملتها و رويارويى با هر صداى مخالفى بوده است و بر خلاف ظاهرسازى و انحراف افكار عمومى جهانى، سابقه ترويج مردمسالارى و الگوسازى براى توسعه و دستكارى مداخلهجويانه غرب در عرصه بينالمللى و براى ملتهاى ديگر، به صلح و امنيت منتهى نشده است.