161بيدارى عرفانى تولد يافته و به انديشه شخص امام و مجتهدان شيعه در صد سال اخير وابسته است. همچنين انقلاب اسلامى، نوعى شالودهشكنى در نظريهپردازى غرب محسوب مىشود كه نه سكولاريزم، نه انديشه ترقى، نه اصالت علم و ليبراليزم، نه پايان تاريخ و نه تماميت انديشه غربى را مىپذيرد. 1 انقلاب اسلامى به تعبير حضرت امام خمينى رحمه الله به لحاظ تحقق آمال راستين يك ملت، با حضور و خواست يك ملت و ارزشهاى اجتماعى و سياسى آنها بسان انفجارِ نور در ظلمات تحقير و استضعاف ملتها در عرصه بينالمللى بود.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى و تشكيل جمهورى اسلامى در ايران و اعلام اينكه ملت ايران درصدد است جامعهاى بر اساس ارزشهاى اسلامى بسازد و در آن مقررات اسلامى را تحقق بخشد، موج تبليغات بوقهاى تبليغاتى شرق و غرب و وابستگانشان، جمهورى اسلامى را به نام بنيادگرا و كهنهپرست و رو به گذشته و عناوينى از اين قبيل، بهشدت مورد حمله قرار داد و به نام نوگرايى، از اينكه ايران اسلامى مىخواهد پايبند به سنتهاى گذشته باشد، انتقاد كرد. 2
انقلاب اسلامى آغاز حاكميت ارزشهاى معنوى بود. امروز بسيارى اين حقيقت را لمس مىكنند و مىفهمند. امروز در جهان، ارزشهاى معنوى رو به احيا است و بسيارى از آنها احيا شدهاند و مادىگرى در شكلهاى مختلفش- چه به شكل تفكرات ماركسيستى و چه به شكل خطرناكتر آن يعنى حاكميت ماده، توأم با پول و زور و تبليغات، كه در استكبار جهانى و بيش از همه در حكومت آمريكا متجلى است- ناكامى و ناتوانى خود را نشان داده است. 3 طبيعى بود كه اصول و ارزشهاى جديد انقلاب اسلامى براى تحول نظام بينالمللى خوشايند نباشد. اولين بيانات مربوط به نگرش