154نواحى ديگر به فراخور تاريخ تحولات سياسى، فرهنگى و تمدنى خود ملاحظات خود را داشتهاند و دارند. بخشى از اين طيف، دولتها و ملتهاى اسلامى هستند كه به حدى در گرفتارى و درگيرى به سر بردهاند و متهم هستند كه مجال فكر كردن براى زندگى عزتمندانه براى خود را هم ندارند. البته اين انتقاد بيشتر متوجه كمكارى اين جوامع است، اما روحيه سيطره و ناديدهانگار در مسائل علمى و تحقيقاتى از جانب غربىها براى ابتكار عمل داشتن در علوم، مفاهيم و معارف مختلف نيز جاى تأمل دارد.
سؤال اصلى اين مقاله چنين است كه زمينهها و ظرفيتهاى حج در جهان اسلام براى ايجاد تحول در مناسبات جهانى كه بهتر شرايط صلح و امنيت مؤثر و جهانى را فراهم كند، كداماند؟
سازماندهى اين نوشتار به صورتى است كه ابتدا مرور و نقدى بر نظمهاى بينالمللى و صلح جهانى در عصر مدرن خواهيم داشت. سپس درآمدى بر اهميت انقلاب اسلامى ايران و تحولآفرينى آن در روابط بينالملل بيان مىشود. در ادامه راجع به منشور فرهنگى و سياسى حج كه مىتواند با عنايت به مشكلات كشورهاى اسلامى عملى شود، مطالبى مىآوريم و در پايان به سطوح و الزامات تحول در مناسبات بينالمللى، حكمرانى جهانى و تسهيل مسير صلح جهانى مىپردازيم.
2. نظمهاى بين المللى و صلح: تلاش نافرجام
صلح و امنيت جهانى به مثابه يك كالاى عمومى جهانى محسوب مىشود. هريك از فرهنگ و تمدنها، به گمان و سهم خود، در جهت تحقق آرمانهاى جهانى تلاش كردهاند، اما جهانگيرترين تلاشها از اواخر قرون وسطا بود كه باعث پيدايى مدرنيته شد و دوران شكوفايى علمى، فنى و ارتباطاتى مغرب زمين، انسان و جهان جديدى را معرفى كرد. در كمال احترام به زحمات و تلاشهاى طاقتفرساى دانشمندان و صنعت پيشگانى كه با نوآورىهاى علمى خود، موجب آسايش و رفاه جامعه بشرى شدند، قابل ذكر است