109 مىشود كه دال بر شنوا بودن آنان است. بخارى و مسلم و اصحاب سنن از ابن عمر نقل كردهاند: «رسول الله (ص) بر سرِ اهل قليب آمده، فرمود: [آيا] آنچه پروردگارتان وعده داده بود، حق يافتيد؟ اصحاب رو به آن حضرت عرض كردند: آيا با مردگان سخن مىگويى؟ فرمود: شما از آنان شنواتر نيستيد. ولى آنان پاسخ نمىگويند».
در صحيحين از أنس از أبىطلحه آمده كه پيامبر (ص) ندا داد: «اى أبا جهلبن هشام، اى اميّةبن خلف، اى عتبةبن ربيعة، آيا آنچه پروردگارتان وعده داده بود حق نيافتيد؟! من آنچه را پروردگارم به من وعده داده بود، حق يافتم». عمر به آن حضرت گفت: اى پيامبر خدا! چگونه با جسدهايى بىجان سخن مىگويى؟ فرمود: «قسم به آن كه جانم در دست اوست، در شنيدنِ آنچه گفتم، شما از آنان شنواتر نيستيد».
نيز در صحيحين ثابت است از انس از پيامبر (ص) كه فرمود: «وقتى بنده در قبرش قرار مىگيرد و يارانش از او دور مىشوند، صداى پاى آنان را مىشنود».
اصفهانى با اسناد خويش از عبيدبن مرزوق روايت كرده است:
زنى به نام أمّ محجن در مدينه بود كه مسجد را جارو مىكرد. چون وى درگذشت، پيامبر (ص) ، با خبر نشد. روزى بر قبر او گذشت و فرمود: «اين قبر كيست؟» گفتند: «ام محجن». فرمود: «همو كه مسجد را جارو مىكرد؟» گفتند: «آرى». پس مردم را به صف كرد و بر او نماز خواند. سپس [از صاحب قبر] پرسيد: «چه كارى را بهتر يافتى؟» مردم گفتند: «يا رسول الله آيا او مىشنود؟» فرمود: «شما از او شنواتر نيستيد».
پس خبر داد كه او پاسخ پيامبر را نيز داده است. اين حديث مرسل