110 است. احاديث ديگرى نيز در اين زمينه وجود دارد.
از عايشه روايت شده است كه وقتى حديث شنوايى مردگان را شنيد، آن را انكار نمود و گفت: «چگونه پيامبر چنين چيزى را مىگويد، در حالى كه خداوند مىگويد: (وَ مٰا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ)» . (فاطر: 22) همانگونه كه از ابن تيميه نيز در برخى از فتاوايش نقل شده، اين انكار به جهت عدم ثبوت اين امر بر عايشه بوده است. غير عايشه مانند او معذور نيست؛ زيرا از ضروريات دين بودن اين مسئله، آشكار است، و هيچ كس را اجازه انكار آن نيست. چه اينكه از عايشه نقل شده كه از پيامبر (ص) روايت كرده (چنانكه ابن رجب در أهوال القبور آورده) است: پيامبر فرمود: «آنان اكنون مىدانند كه آنچه من به ايشان گفته بودم حق است». اين روايت، سخن كسانى را كه گفتهاند مردگان مىشنوند، تأييد مىكند؛ چرا كه اگر ممكن باشد كه مرده چيزى را بداند، پس مىتواند بشنود. با اثباتِ دانستن مردگان، به ناچار شنيدن آنان هم ثابت مىگردد.
درباره آيه كريمه (وَ مٰا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ) ؛ «و تو نمىتوانى سخن خود را به گوش آنان كه در گور خفتهاند، برسانى» (فاطر: 22) و نيز:
(إِنَّكَ لاٰ تُسْمِعُ الْمَوْتىٰ وَ لاٰ تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعٰاءَ إِذٰا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ) (نمل: 80)
مسلماً تو نمىتوانى سخنت را به گوش مردگان برسانى و نمىتوانى كران را هنگامى كه روى بر مىگردانند و پشت مىكنند، فرا خوانى.
نيز بايد دانست كه در اين آيات، نفى مطلق براى شنوا بودن مردگان وجود ندارد، بلكه شنيدنى كه سودمند باشد نفى شده است. مراد از (مَنْ فِي الْقُبُورِ) و (الْمَوْتىٰ ) همانا كافران هستند كه به مردگان و ساكنان قبور