60 حضرت زكريا را تشكيل مىدهند؛ يعنى او از خدا مىخواست كه فرزند پسنديدهاى به وى عطا كند، ولى هدف و غرض و به اصطلاح علت نهايى براى اين درخواست، مسئله وراثت نبوده است و وراثت جزء دعا نبوده است. آنچه كه او از خدا مىخواست جامۀ عمل پوشيده. هر چند هدف و غرض او روى مصالحى تأمين نگرديده؛ يعنى فرزند وى پس از او باقى نماند كه مال و يا نبوت او را به وراثت ببرد.
گواه روشن بر اينكه وراثت جز دعا نبوده بلكه اميدى بود كه بر درخواست او مترتب مىگرديد، اين است كه متن دعا و درخواست او در سوره ديگر به اين شكل آمده است و در آنجا سخنى از وراثت نيست:
هُنٰالِكَ دَعٰا زَكَرِيّٰا رَبَّهُ قٰالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعٰاءِ (آلعمران: 38)
در اين هنگام زكريا پروردگار خود را خواند و گفت پروردگارا مرا از جانب خويش فرزندى پاكيزه عطا فرما. تو دعاى [بندگان خود را] شنوا هستى.
همانطور كه ملاحظه مىفرمائيد در اين درخواست، وراثت جزء دعا نيست. بلكه درخواست او در «ذريه طيبه» خلاصه مىگردد و در سوره مريم بهجاى «ذريه» لفظ «وليا» و بهجاى «طيبه» لفظ «رضيا» را بهكار برده است.
سؤال دوم
در آيه مورد بحث فرزند زكريا بايد از دو نفر ارث ببرد:
1. خود زكريا؛ 2. خاندان يعقوب. چنانكه مىفرمايد: (وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ) و وراثت از مجموع خاندان يعقوب جز وراثت نبوت چيز ديگرى نمىتواند باشد.
پاسخ اين سؤال نيز روشن است؛ زيرا هرگز مفاد آيه اين نيست كه فرزند