59
پاسخ دو سؤال
پيرامون آيه مورد بحث دو پرسش وجود دارد كه برخى از دانشمندان اهل تسنن به آن اشاره كردهاند. اينك هر دو سؤال و يا به عبارت ديگر هر دو اعتراض مورد بررسى قرار مىگيرد.
الف) حضرت يحيى در زمان پدر خود به مقام نبوت رسيد ولى هرگز مالى را از او به ارث نبرد؛ زيرا پيش از پدر خود شهيد شد. بنابراين، بايد لفظ «يرثنى» را به وراثت در نبوت تفسير نمود، نه وراثت در مال.
پاسخ: اين اعتراض در هر حال بايد پاسخ داده شود، خواه بگوييم مقصود وراثت در مال است، خواه وراثت در نبوت؛ زيرا او همچنانكه از مال پدر چيزى به ارث نبرد، همچنين نبوت را از پدر به ارث نبرد؛ چون مقصود از وراثت در نبوت اين است كه وى پس از درگذشت پدر به مقام نبوت نائل گردد.
بنابراين، اشكال متوجه هر دو نظر در تفسير آيه مىباشد و مخصوص به تفسير وراثت در اموال نيست و پاسخ آن اين است كه وراثت او جزء دعا نبوده و بلكه تنها دعاى او اين بود كه خداوند به او فرزندى پاك عطا كند و هدف از درخواست فرزند اين بود كه وى وارث زكريا گردد. خداوند دعاى او را مستجاب نمود؛ هرچند حضرت زكريا به هدف خود از اين فرزند (وراثت) نائل نگرديد.
توضيح اينكه در آيههاى مورد بحث سه جمله آمده است.
1. (فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا) فرزندى براى من عطا كن.
2. (يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ) از من و از خاندان يعقوب ارث ببرد.
3. (وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا) پروردگارا او را پسنديده قرار بده.
در اين سه جملۀ ياد شده، اولى و سومى مورد درخواست بوده و متن دعاى