57معنى واضح و روشن «يرثنى» همان ارث مال است اين مطلب نه به آن معنى است كه اين لفظ در غير وراثت مالى مانند وراثت علم و نبوت اصلاً بهكار نمىرود، بلكه مقصود اين است كه تا قرينه قطعى بر معنى دوم نباشد، مقصود از آن، ارث مال خواهد بود نه علم و نبوت.
اكنون قرائنى را كه تأييد مىكنند كه مقصود از «يرثنى» و «يرث من آل يعقوب» وراثت در مال است، نه وراثت در نبوت و علم، يادآور مىشويم:
1. لفظ «يرثنى» و «يرث» ظهور در اين دارند كه مقصود همان وراثت در مال است، نه غير آن، و تا دليل قطعى برخلاف آن در دست نباشد، نمىتوان از ظهور آن دست برداشت. شما اگر مجموع مشتقات اين لفظ را در قرآن مورد دقت قرار دهيد، خواهيد ديد كه اين لفظ در تمام قرآن (جز موردى كه در پاورقى به آن اشاره شده است) دربارۀ وراثت در اموال بهكار رفته است و بس؛ اين خود دليل بر اين است كه اين دو لفظ را بايد بر همان معنى معروف، حمل نمود.
2. نبوت و رسالت، فيض الهى است كه به دنبال يك رشته ملكات و مجاهدتها و فداكارىها، نصيب انسانهاى برتر مىگردد و اين فيض، بىملاك به كسى داده نمىشود. بنابراين نبوت و رسالت قابل وراثت نيست. بلكه در گرو ملاكاتى است كه در صورت فقدان، هرگز به كسى داده نمىشود، ولو فرزند خود پيامبر باشد.
بنابراين، رسالت و نبوت، قابل وراثت نيست كه حضرت زكريا آن را از خدا بخواهد؛ زيرا خدا مىفرمايد: اَللّٰهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسٰالَتَهُ ؛ «خداوند دانا است كه رسالت خود را در كجا قرار دهد». (انعام: 124).
3. حضرت زكريا نه تنها از خدا فرزند خواست، بلكه از خداوند خواست كه وارث او را پاك و پسنديده قرار دهد. اگر مقصود وراثت در مال باشد صحيح است كه حضرت زكريا در حق او دعا كند كه خداوندا «اجعله رضيا» او را