119عضويت در اتحاديه اروپا را تشفى دهند؛ در عمل اهداف استراتژيك غرب و ناتو در منطقه را پيش برند.
البته در اين ميان تركيه در پوشش سياست نگاه به شرق و اولويت قائل گشتن براى كشورهاى عربى و اسلامى در مناسبات ديپلماتيك در پى احياء نفوذ خود در مستملكات سابق عثمانى و دست يافتن به موقعيت كشور الگو در جهان اسلام نيز هست. كما اينكه اين موضوع به دفعات از سوى دولتمردان آمريكا و اروپا مطرح گشته كه مدل تركيه به عنوان يك الگوى موفق از حكومت اسلامگرايان، مىتواند سرمشق جريانات اسلامى در ديگر كشورها قرار گيرد. مدلى از حكومت اسلامى كه ضمن آنكه با احساسات و اعتقادات مردم جوامع مسلمان سازگار است گرايش خصومت طلبانه نسبت به جهان غرب ابراز نمىدارد. در صورت تثبيت اين مدل كه به اسلام توسعهگرا معروف است، در جهان اسلام گرايشات غرب ستيز در جريان اسلامى به حاشيه رانده شده و آنچه كه جريانات لائيك در جهان اسلام موفق به انجام آن نگشتند را ممكن و تهديد جريانات اسلامى براى منافع غرب را مرتفع مىسازد. از همين روست كه مىبينيم كه مقامات غربى در خفا و علن به مردم و سياستمداران جوامع از بند رسته در ليبى و تونس و مصر گوشزد مىنمايند كه اگر مىخواهند با جامعۀ