84حكم مىدهد. اين اسلام دولتى است. از دهه هفتاد ميلادى، ما شاهد بيدارى شيعى در دنيا هستيم. گرايشها به شيعه افزايش يافته و اين گرايش موجب شده كه وهابيت دشمنان خود را درجهبندى كند.
ادعاى آنها اين است كه ما با قبور مخالفيم. اما به تخريب حرمين عسكريين(عليهم السلام) فتوا مىدهند. مگر «امامبخارى» در «ازبكستان» قبر ندارد؟ مگر «صلاح الدين ايوبى» قبر ندارد؟ مگر «محى الدين عربى» قبر ندارد؟ چرا اينها را تخريب نمىكنند؟ مگر ميان قبر شيعه و قبر سايرين فرقى وجود دارد؟
وهابيان دنبال همگرايى در ميان اهلسنّت هستند. آنها مىخواهند اختلافهايشان را با اهلسنّت ناديده بگيرند و با آنها همراه شوند و به زعم خودشان، پس از اينكه توانستند شيعه را منكوب كنند، نوبت به ساير مذاهب اسلامى مىرسد. ما بايد براى اهلسنّت تبيين كنيم كه وهابيت با آنها همراه و همدل نيست. در حقيقت، استراتژى كوتاه مدت وهابيت است كه با شيعه مبارزه كنند و در قدم بعد، مبارزه با اهلسنّت را در پيش خواهند گرفت، تا يك به يك اين مذاهب را منكوب بكنند. قريب هشتاد درصد اهلسنّت دنيا صوفى هستند و يكى از مبانى انديشهاى وهابيت، مبارزه شديد با تصوف است. چگونه ممكن است كه وهابيت اين ديدگاه را ناديده گرفته باشد؟