83هست، نوبت به اهلسنّت نمىرسد، بهويژه اينكه پيشرفت سريع شيعه در دنيا و در منطقه، آنها را به وحشت انداخته است.
پس از انقلاب اسلامى ايران، موج شيعى در دنيا ايجاد شد و نگاهها همه بهسوى ايران برگشت؛ چون در تنها جايى كه اسلام توانست حكومت تشكيل بدهد، ايران بود و ايران هم يك حكومت شيعى است. در مصر، از سال 1930 - 1932م كه «حسن البنا» اخوان المسلمين را تأسيس كرد 1، جريان اسلامگرايى در مصر وجود داشت، اما به نتيجه نرسيد. امروز نيز با بيدارى اسلامى در مصر مواجه هستيم و مىبينيم كه اخوان المسلمين چندان نتوانسته موفق باشد. در هيچ جاى ديگر دنيا، دين نتوانسته است حكومت تشكيل بدهد. تنها جايى كه حكومت دينى تشكيل شده، ايران است و اين تشكيل حكومت اسلامى بر مبناى دينى است. «موريس باربيه» مىگويد دو نوع حكومت وجود دارد: دولت اسلامى و اسلام دولتى. ويژگى حكومت ايران اين است كه دولت اسلامى است و در رأس آن يك فرد دينى قرار دارد و اين فرد دينى تمام نظام را سامان مىدهد. اما اسلام دولتى اين است كه در رأس فردى سكولار يا لامذهب باشد و اين شخص لجنةالعلماء و هيئت كبار را مشخص مىكند و به علما