63 گوشت قربانى به سه قسم - براى خوردن، دادن به نيازمندان و اهدا به دوستان و همسايگان - نيز استدلال نمودهاند.
در مقابل، برخى ديگر به قرينه اينكه اين امر، بعد از «توهّم منع» واقع شده است؛ چرا كه در جاهليت خوردن گوشت قربانى براى حجگزار، حرام بوده است و اينكه خوردن گوشت قربانى، نوعى همسويى با نيازمندان است و همچنين آيه تنها در بيان اصل مصرف قربانى است نه وجوب و استحباب آن. ازاينرو شايسته دانستهاند كه حجگزار هم خود، قسمتى از آن را بخورد و هم قسمتى از آن را به نيازمندان بدهد.
اما جمعى ديگر، خوردن مقدارى از گوشت قربانى را مستحب ولى اطعام باقيمانده آن را واجب دانستهاند.
البته هر سه گروه، چنانكه بيان شد، دلايلى براى اثبات نظريه خود دارند كه در كتب تفسيرى و فقهى به طور پراكنده آمده است. ولى بيشتر، اصحاب ما، قول دوم را برگزيده و دلايل وجوب را كافى ندانستهاند كه بايد براى تفصيل آن به كتب مربوط مراجعه نمود. 1