127 آن محيط مقدّس و آن حال و هواى ملكوتى وجود ندارد (البتّه به طور ادّعا) و بسيار روشن است كه چنين تعبيرى از نهى، بيشتر دلالت بر اجتناب و ترك اينگونه محرّمات دارد. 1
نكته سوم: بعضى از اين امور، در غير حج نيز حرامند؛ مثل دروغ (اگر فسوق به معناى كذب باشد و اگر به معناى هر نوع گناه باشد، چنانكه برخى از مفسران گفتهاند، مطلب روشنتر است) و جدال يا همبستر شدن با نامحرم كه مصداق ديگرى از «رفث» است. ازاينرو ذكر آنها در زمره محرّمات احرام چه معنا خواهد داشت؟
پاسخ اين ايراد، بسيار روشن است؛ زيرا درست است كه اين امور در غير حج نيز حرامند، اما به سبب جايگاه ويژه حج، اجتناب از آنها لازمتر است؛ مثل پوشيدن لباس طلا و حرير كه در غير نماز نيز حرام است، ولى در حال نماز ضرورت اجتنابش بيشتر است. 2
3. مقصود از(وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللهُ) چيست؟
بعد از نهى محرّمات ياد شده(رفث، فسوق و جدال) در هنگام حج، خداوند مردم را ترغيب و تحريص به اعمال نيك مىكند؛ چرا كه او بر اعمال نيك مردم آگاه است و بر طبق آن پاداش مىدهد، نه بر ادّعاى مسلمانى كردن و از اعمال خير به دور بودن (وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللهُ) و طبعاً وقتى كه بنده خدا را اينگونه بشناسد، در انجام