126
وَالفُسوقُ، الكِذبُ وَالسَّبابُ وَالجِدالُ، قَولُ الرَّجلِ: لا وَاللهِ وَبَلى وَاللهِ. 1
هنگامى كه احرام بستى برتوست رعايت تقواى الهى و زياد ذكر خدا كردن و كم حرفزدن جز حرف خير؛ زيرا از تمام حج و عمره اين است كه آدمى زبانش را جز از خير باز دارد؛ چنانكه خداوند فرموده است: كسانى كه با بستن احرام، حج را برخود واجب كردهاند بايد بدانند در حج آميزش جنسى با زنان و گناه و جدال نيست. و منظور از رفث همبسترى است و فسوق، دروغ و بدگويى است و جدال، گفتن نه به خدا بلى به خدا قسم است.
در اين فراز از آيه، سه نكته در خورتوجه است:
نكته اول: سه مرتبه تكرار لفظ حج در آيه و در هر مرتبه معناى خاصى را اراده كردن، براى رعايت ايجاز و دورى از اطناب است؛ زيرا كه منظور از حج در اول ( الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومٰاتٌ ) زمان حج است و در دوم ( فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ ) اعمال حج است، و در سوم ( فَلاٰ رَفَثَ وَ لاٰ فُسُوقَ وَ لاٰ جِدٰالَ فِي الْحَجِّ ) مكان و زمان حج است و اگر كلمه حج آورده نمىشد، ناگزير از اطناب غير لازم بود. 2
نكته دوم: آوردن محرّمات در آيه، به شكل نفى است و نه نهى: ( فَلاٰ رَفَثَ وَ لاٰ فُسُوقَ وَ لاٰ جِدٰالَ فِي الْحَجِّ ) شايد و اينگونه سخن گفتن براى آن است كه خداوند مىخواهد تعليم دهد اصولاً زمان و مكان حج با انجام دادن اينگونه كارها سازگارى ندارد و اينگونه امور، در