189 ساقط كنند؛ ولى هيچگاه به هدف دست نيافتند 1؛ از جمله فروةبننوفل اشجعى بود كه پيش از جنگ نهروان، همراه هزار و پانصد تن از ياران خود از خوارج جدا شده و به دسكره - در حوالى موصل - رفته بود و پس از صلح امام حسن(ع)، به كوفه بازگشت و به نبرد با معاويه پرداخت. 2
خوارج به ويژه طى دهۀ شصت و هفتاد هجرى در بصره و كوفه فعّاليّت داشتند. آنان پس از مرگ معاويه، شورشى را به رهبرى مرداسبناديه بر ضدّ امويان ترتيب دادند؛ امّا از سوى ابنزياد سركوب شدند. سختگيرى ابنزياد 3 بر خوارج به حدّى بود كه اغلب آنان به مكه - گسترۀ خلافت ابنزبير - گريختند. ابنزبير نيز كه براى جنگ با بنىاميّه، يارى شيطان را هم مىپذيرفت، از حضور آنان استقبال كرد و رفتارى مسالمتآميز با ايشان داشت. همين امر باعث شد تا خوارج تجديد قوا كنند و مردم بصره را آزار دهند و امنيّت راههاى تجارى آنان را به خطر اندازند؛ ازاينرو بصريان سپاهى را به فرماندهى مهلببنابىصفره تشكيل داده و توانستند گروه خوارج به رهبرى نافعبنازرق را شكست دهند. آنان حتّى بقاياى سپاه خارجى را تا اصفهان تعقيب كردند. با اين همه، سپاه خوارج در فارس مستقر شد و مدّت سه سال با مهلب جنگيد، امّا سرانجام به دليل انشعابها و درگيرىهاى داخلى، شكست خورد و از ميان رفت. 4
بار ديگر صالحبنمَسْرح در سال 76 ق، سپاهى را گرد آورد و با حجّاج به نبرد پرداخت؛ امّا پس از مدّتى كشته شد. آنگاه شبيب خارجى، رهبرى خوارج را به دست گرفت. او در بيشتر اين جنگها به پيروزى رسيد و حتّى يكبار وارد كوفه شد و عدّهاى