190 با وى بيعت كردند؛ ولى در برابر سپاه شام شكست خورد. صالحبنيحيى، زياد اعسم، داودبنعقبه عبدى، بسطامبنمرى يشكرى، عقفان و عدّهاى ديگر نيز، شورشهايى را بر ضدّ خلفاى بنىاميّه رهبرى كردند. 1
خوارج چهرهاى مذهبى و زاهدانه داشتند كه در جذب مردم بهويژه ايرانيان تأثير بسزايى داشت؛ امّا افرادى خشن و بىرحم بودند و حتّى كودكان و زنان باردار را مىكشتند. 2حضور آنان در هر شهرى براى عامّۀ مردم رعبانگيز و خطرآفرين بود؛ از اينرو از هر گونه كمكى به ايشان دريغ نمىورزيدند و به يارى ايشان مىشتافتند. البتّه خشونت و ستمگرى حجّاج و بنىاميّه نيز، از دلايل همكارى مردم با اين گروه بود. 3
د) قيامهاى علوى
يك- قيام زيدبنعلى(ع):وى فرزند امام سجّاد(ع) و فردى دانشمند، درستكار، سخنور و باشخصيّت بود. 4او براى حلّ مسئلۀ مالى كه با بنىالحسن يا خالدبنعبدالله قسرى داشت، نزد هشامبنعبدالملك رفت؛ امّا هشام كه شنيده بود زيد مدّعى خلافت است، به او اهانت كرد و گفت: «كسى كه از كنيزى زاده شده، شايستۀ خلافت نيست». همچنينهشام به امام باقر(ع) - برادر زيد - توهين كرد و اين امر، خشم زيد را برانگيخت.وى با آمدن به كوفه،علىرغم اصرار يوسفبنعمر، حاكم كوفه،براى اخراج او از شهر، مدتى در كوفه ماند. طى اين مدّت، شمارى از مردم به ديدارش شتافتند و او را براى قيام بر ضدّ بنىاميّه ترغيب كردند؛ ولى او توصيۀ همراهان خود را كه بر بىوفايى كوفيان و ترك آنان تأكيد