191مىكردند، پذيرفت و رهسپار مدينه شد. با اين همه، كوفيان در قادسيه راه را بر زيدبنعلى بستند و خواستار بازگشت او شدند. همچنين به او اطمينان دادند كه صدهزار شمشير به يارى وى برخاستهاند تا بساط خلافت بنىاميّه را برچينند.
به هر روى، زيد با گرفتن تعهّد از آنان، مخفيانه به كوفه بازگشت و حدود ده ماه در كوفه و بصره به سر برد و مردم را به قيام دعوت كرد. همچنين نامههايى به دوستداران اهلبيت(عليهم السلام) در ساير شهرها نوشت و با يادآورى ظلم بنىاميّه، از جهاد با امويان سخن گفت. همچنين نمايندگانى نيز به برخى از مناطق فرستاد. پس از آن، بيش از پانزدههزار نفر از مردم كوفه، بصره، واسط، موصل، مدائن، رى، خراسان، گرگان و جزيره و حتّى شمارى از دانشمندان، فقيهان، قاريان و بزرگان با وى بيعت كردند.
از سوى ديگر، وقتى يوسفبنعمر- حاكم كوفه - شنيد زيد به كوفه بازگشته است، در پى يافتن محلّ اختفاى وى برآمد و كسانى را مأمور كرد تا مخفيانه و در پوشش دوستدار اهلبيت(عليهم السلام) به شيعيان نزديك شوند و آگاهىهايى را دربارۀ او به دست آورند. همچنين مردم را در مسجد جمع كرد و آنان را سوگند داد تا محلّ زندگى زيد را اعلام كنند؛ ازاينرو، زيد قيام خود را پيش از موعد مقرّر در صفر سال 122 ق آغاز كرد؛ امّا پيش از آن، يوسفبنعمر مردم را در مسجد جامع گرد آورد و در را به روى آنان بست. به مأموران نيز فرمان داد تا اعلام كنند هر كس از منزل خارج شود، كشته خواهد شد. با اين همه، فقط حدود پانصد نفر از كوفيان به زيد پيوستند و در قيام وى شركت كردند. آنگاه به مصاف سپاه يوسفبنعمر رفتند كه از دوازدههزار شامى تشكيل شده بود. سپاه زيد طى دو روز نبرد، بسيارى از آنان را كشتند؛ امّا ورود تيراندازان ماهر سِنْدى به صحنۀ جنگ، نتيجه را به سود شاميان تغيير داد و زيد و بقاياى سپاه او به شهادت رسيدند. به دستور حاكم كوفه، سرِ زيدبنعلى را جدا كرده و پيكرش را در