174
الف) مروان بن حكم
مروان در سال دوم هجرى در مكه به دنيا آمد. مادرش آمنه، دختر علقمة بن صفوان بن اميّه بود. پدرش - حَكَم - از سوى رسول خدا(ص)به طائف تبعيد شد و او دوران كودكى خود را در اين شهر گذراند؛ امّا پس از رحلت آن بزرگوار و در هشت سالگى، همراه پدر به مدينه كوچيد و در آنجا سكونت كرد. او با زنان متعدّدى همچون امّابان، دختر عثمان، رمله، قطيّه و ليلا ازدواج كرد و صاحب سيزده فرزند شد. آمده است كه وى قدى كوتاه، گردنى باريك و صورتى سرخ و سرى بزرگ داشت. او داماد و كاتب خليفۀ سوم بود و خليفه، اموال فراوانى از جمله فدك را به وى بخشيد؛ امّا او در حقّ عثمان خيانت كرد و زمينۀ شورش مردم و قتل او را فراهم آورد. همچنين در كنار طلحه و زبير در جنگ جمل شركت كرد و حضورى فعّال داشت؛ ولى در ميانۀ جنگ، طلحه را به قتل رساند و سپس متوارى شد و پس از پايان جنگ، حضرت على(ع) وى را بخشيد. مروان در دورۀ خلافت معاويه، بارها بر مدينه امارت كرد؛ ولى هر بار به دليل سستى در ادارۀ امور، از كار بركنار شد. او در خطبههاى جمعه، همواره على(ع) را لعن مىكرد و در دورۀ يزيد، والى مدينه را براى كشتن امام حسين(ع) تشويق مىكرد. وى هنگام شورش مردم مدينه بر ضدّ امويان، از شهر اخراج شد؛ به همين دليل يزيد را بر ضدّ مدنىها تحريك كرد و واقعۀ حره را پديد آورد. 1
به هر روى، پس از مرگ معاويةبنيزيد، شورشى در ميان شاميان برپا شد و نعمانبنبشير و زفربنحارث، حاكمان اموى حمص و قنسرين و نيز ضحّاكبنقيس در دمشق، مردم را به بيعت با ابنزبير فراخواندند. در پى آن، ابنزبير طى حكمى ضحّاك را به ولايت دمشق برگزيد. از طرفى وقتى مروان اوضاع دمشق را به نفع زبيريان ديد، بر آن شد تا نزد ابنزبير رود و ضمن بيعت با وى، براى امويان درخواست امان كند؛ امّا