173
1. گذرى بر تاريخ خلفاى مروانى (64-132 ق)
بعد از مرگ يزيد، فرزندش معاويه به خلافت رسيد. او در زمان حيات يزيد، وليعهد معرّفى شد و مردم با وى بيعت كردند؛ امّا پس از بيست يا چهل روز و يا دو يا چهار ماه از آن كنارهگيرى كرد. او علّت اين امر را، حقّانيّت اهلبيت(عليهم السلام) براى خلافت دانست و اذعان كرد كه جدّش معاويه در امر خلافت، با شخصيّتى به نزاع برخاست كه از نظر قرابت با رسول خدا(ص)و سابقه در اسلام، شايستهتر از او بود. آنگاه رفتارهاى ضدّ دينى پدرش را برشمرد و گفت كه وى، عترت رسول را كشت، حرمت مدينه را شكست و كعبه را به آتش كشيد؛ازاينرو، من خلافت را نمىپذيرم و تصميم آن را به خودتان واگذار مىكنم. او حتّى پيشنهاد مروان و برخى از بستگان براى تعيين شوراى خلافت يا جانشين را رد كرد و مسئوليّت آن را نپذيرفت. معاويه چند روز پس از كنارهگيرى از خلافت، در هفده يا بيستويك سالگى، به طرز مشكوكى از دنيا رفت. آنگاه مروانبنحكم بر او نماز گزارد و كنار پدرش - يزيد - وى را به خاك سپرد. معاويةبنيزيد، هيچ فرزندى نداشت. 1